بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2511
 بازدید امروز : 87
 کل بازدید : 1488249
پنج شنبه ٢٣ آبان ١٣٩٨
٤.فتنه ١

بسم الله الرحمن الرحيم

 فتنه 1

غبار آلودگی فضا ، دشمن را به طمع می اندازد!

خب، اينها ايجاد فتنه مي­كند؛ يعنى فضا را فضاى غبارآلود مي­كند. شعار طرفدارى از قانون مي­دهند، عمل صريحاً بر خلاف قانون انجام مي­دهند. شعار طرفدارى از امام مي­دهند، بعد كارى مي­كنند كه در عرصه‌ى طرفداران آنها، يك چنين گناه بزرگى انجام بگيرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. اين، كار كوچكى نيست. دشمنان از اين كار خيلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نيست، تحليل هم مي­كنند. بر اساس آن تحليل، تصميم مي­گيرند؛ بر اساس آن تصميم، عمل مي­كنند؛ تشويق مي­شوند عليه مصالح ملى، عليه ملت ايران. اينجا آن چيزى كه مشكل را ايجاد مي­كند، همان فريب، همان غبارآلودگى فضا و همان چيزى است كه در بيان اميرالمؤمنين(عليه­السّلام) هست:

«و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛

يك كلمه‌ى حق را با يك كلمه‌ى باطل مخلوط مي­كنند، حق بر اولياء حق مشتبه مي­شود.

آیا با مشخص شدن مقابله برخی با نظام، دعوت به وحدت با آنها مخلوط کردن حق با باطل نیست؟

 

تلاش برای براندازی

شما ملاحظه كنيد يك عده‌اى قانون‌شكنى كردند، ايجاد اغتشاش كردند، مردم را به ايستادگى در مقابل نظام تا آنجائى كه مي­توانستند، تشويق كردند - حالا تيغشان نبريد؛ آن كارى كه مي­خواستند نشد، او بحث ديگرى است؛ آنها تلاش خودشان را كردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز كردند، جرأت به آنها دادند؛ كارى كردند كه دشمنان امام - آن كسانى كه بغض امام را در دل داشتند - جرأت پيدا كنند بيايند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند؛ كارى كردند كه دشمنِ مأيوس و نوميد، جان بگيرد، تشويق بشود بيايد در مقابل چشم انبوه دانشجويانى كه مطمئناً اينها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق كار براى كشور و ميهنشان و جمهورى اسلامى هستند، يك چنين اهانتى، يك چنين كار بزرگى انجام بدهند.

به نظر شما سران فتنه برای رسیدن به هدف خود چه کار نکردند؟!

با علی در بدر بودن شرط نیست ...

 

مهمترين برهه‌اى و زمان و مكانى كه تبليغ، آنجا معنا مي­دهد، جائى است كه فتنه وجود داشته باشد. بيشترين زحمت در صدر اسلام و در زمان پيغمبر، زحمات مربوط به منافقين بود. بعد از پيغمبر، در زمان اميرالمؤمنين زحماتى بود كه از درگيرى و چالش حكومت اسلامى با افرادى كه مدعى اسلام بودند، به وجود مى‌آمد. بعد هم همين جور؛ در دوران ائمه (عليهم‌السّلام) هم همين جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى كه جنگ بدر هست، كار، دشوار نيست؛ آن وقتى كه در ميدان­هاى نبرد حاضر مي­شوند، با دشمنانى كه مشخص است اين دشمن چه مي­گويد، كار دشوار نيست. آن وقتى مسئله مشكل است كه اميرالمؤمنين در مقابل كسانى واقع مي­شود كه اينها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛

دشمنان انقلاب در زمان امام (ره) و الان چه تفاوتی با هم دارند؟

 

فلسفه بافی برای فرار از وجدان

امروز دشمنان از همه‌ى ابزارها دارند استفاده مي­كنند براى مشوب كردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى اين تلاش مي­كنند. ادعاى قانون‌گرائى مي­كنند، ادعاى حقوق بشر مي­كنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم مي­كنند. خب، اينها حرفهاى قشنگى است، اينها حرفهاى جاذبه‌دارى است؛ اما حقيقت چيز ديگرى است. كار غلط انجام مي­گيرد، بعد براى اينكه اين كار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست مي­شود! استدلال برايش درست مي­كنند! از ابتلائات بزرگ انسانها اين است؛ همه‌مان در معرض خطريم، بايد مراقب باشيم. كار خطا را مي­كنيم، بعد براى اينكه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانيم از كار خودمان دفاع كنيم، يك فلسفه‌اى برايش درست مي­كنيم؛ يك استدلالى برايش مي­تراشيم!

من تعجب مي­كنم!

 

آيا مي­شود با بهانه‌ى عقلانيت، اين حقايق روشن را نديده گرفت، كه ما عقلانيت به­خرج مي­دهيم! اين عقلانيت است كه دشمنان اين ملت و دشمنان اين كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما كف و سوت بزنند، شما هم همين طور خوشتان بيايد، دل خوش كنيد؛ اين عقلانيت است ؟! اين نقطه‌ى مقابل عقل است. عقل اين است كه به مجردى كه ديديد برخلاف آن مبانى‌اى كه شما ادعايش را مي­كنيد، چيزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشيد كنار، بگوئيد نه نه نه، ما نيستيم؛ به­مجردى كه ديديد به عكس امام اهانت شد، به جاى اينكه اصل قضيه را انكار كنيد، كار را محكوم كنيد؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقيقت كار را بفهميد، عمق كار را بفهميد؛ بفهميد كه دشمن چه جورى دارد برنامه‌ريزى مي­كند، چه مي­خواهد، دنبال چيست؛ اين را بايد اين آقايان بفهمند. من تعجب مي­كنم!

آیا عقلانیت ، توهین به اسلام و امام(­ره) را توجیه می کند؟!!

ايجاد شاخص ، اساس كار طرفداران حقيقت

شاخص ايجاد بشود؛ مايز، شاخص سازى، معالم‌الطريق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد كه نشان بدهد راهِ فلان جا از كجاست، طرف راست است يا طرف چپ است، اين سير كننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص بايد معيّن كرد، انگشت اشاره را بايستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنيائى كه اساس كار دشمنان حقيقت بر فتنه‌سازى است، اساس كار طرفداران حقيقت ؛ بايست بر اين باشد كه بصيرت را، راهنمائى را، هرچه ميتوانند، برجسته‌تر كنند و اين شاخصها را، اين مايزها را، اين معالم‌الطريق را بيشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، كه مردم بفهمند، تشخيص بدهند و گمراه نشوند.

چرا عدّه ای به جای تلاش برای واضح تر شدن حقائق ،

در مقابل حوادث و واقعیّت ها سکوت می کنند ؟!

 

از حمایت رقاص و مطرب فرارى از كشور بايد به خود بيايند!

آن كسى كه براى انقلاب، براى امام، براى اسلام كار مي­كند، به­مجردى كه ببيند حرف او، حركت او موجب شده است كه يك جهت گيرى‌اى عليه اين اصول به وجود بيايد، فوراً متنبه مي­شود. چرا متنبه نمي­شوند؟ وقتى شنفتند كه از اصلى‌ترين شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف مي­شود، بايد به خود بيايند؛ بايد بفهمند كه دارند راه را غلط مي­روند، اشتباه مي­كنند؛ بايد تبرى كنند. وقتى مى‌بينند در روز قدس كه براى دفاع از فلسطين و عليه رژيم غاصب صهيونيست است، به نفع رژيم غاصب صهيونيست و عليه فلسطين شعار داده مي­شود، بايد متنبّه بشوند، بايد خودشان را بكشند كنار، بگويند نه نه، ما با اين جريان نيستيم. وقتى مى‌بينند سران ظلم و استكبار عالم از اينها حمايت مي­كنند، رؤساى آمريكا و فرانسه و انگليس و اينهائى كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنونى، هم در دوره‌ى تاريخىِ صد سال و دويست ساله‌ى تا حالا - دارند از اينها حمايت مي­كنند، بايد بفهمند يك جاى كارشان عيب دارد؛ بايد متنبه بشوند. وقتى مى‌بينند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اينها حمايت مي­كند، توده‌اى از اينها حمايت مي­كند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اينها حمايت مي­كند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، بايد بفهمند؛ بفهمند كه كارشان يك عيبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگويند نه، ما نمي­خواهيم حمايت شما را. چرا رودربايستى مي­كنند؟

به نظر شما چه رفتاری مورد تعریف و تمجید دشمن است ؟

آیا دشمن خیر و مصلحت ما را می خواهد ؟!!

گزیده ای از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانیون مبلغ سراسر کشور /آذر