بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2481
 بازدید امروز : 110
 کل بازدید : 1490855
شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٨
٧.منشور انتخابات

عنوان اين شماره: منشور انتخابات

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اساس ، حفظ نظام و هندسه الهي است

نظام اسلامى به انسانها سعادت مي دهد. نظام اسلامى هم يعنى آن نظامى كه مبنى بر هندسه‌ى الهى است براى جامعه؛ مبنى بر نقشه‌ى خداست در جامعه. خوب، اگر چنانچه با اين ديد به جامعه‌ى اسلامىِ خودمان نگاه كنيم، خواهيم ديد كه نظام اسلامى توانسته است يك حركت عظيمى را در دنياى اسلام نسبت به اين مجموعه‌ى خاص به وجود بياورد كه با هيچ حركت فردى‌اى امكانپذير نبود. يعنى امروز وقتى به دنياى اسلام نگاه مي كنيم، مى‌بينيم آن جامعه‌اى كه بر شكل و هندسه‌ى الهى تشكيل شده، نظام جمهورى اسلامى است.

اساس، اساس الهى است. البته ضعف هائى وجود دارد؛ بايد اين ضعفها را جبران كرد و درست كرد و در صدد اصلاح برآمد. مثل اين است كه فرض بفرمائيد يك قطارى بر روى يك ريلى قرار دارد و به سمت يك هدفى دارد حركت مي كند. در داخل اين قطار، البته مسلّم است كسانى به وظائفشان عمل مي كنند، كسانى عمل نمي كنند، كسانى زمين را كثيف مي كنند، آشغال جمع مي كنند، كسانى مراقب وظائفشان هستند، كسانى نيستند؛ ليكن اين قطار به سمت هدف دارد حركت مي كند و بلاشك به هدف خواهد رسيد.

مسائل جزئى داخل جامعه را ميشود اصلاح كرد. جزئى كه عرض مي كنيم، نه اينكه بى‌اهميت است - داراى اهميت است - ليكن مسائل فردى و شخصى و جزئى و مربوط به اشخاص است؛ اينها را مي­شود اصلاح كرد. اساس اين است كه انسان بتواند نظام را حفظ كند. چالش اصلى نظام اسلامى از روز اول تا امروز اين بوده است؛ يعنى حفظ نظام اسلامى و حفظ اين اساس و حفظ آن مرزها و شاخص هائى كه اين نظام را از بقيه‌ى نظامهاى دنيا جدا مي كند.[1]

 

انتخابات در هندسه الهي امري واقعي است نه صوري و تقليدي

 

يكى از مسائل، همين مسئله‌ى نقش مردم و حضور مردم است - اين خيلى چيز بااهميتى است - كه يكى از مظاهر عمده‌ى آن، انتخابات است. لذا در نظام جمهورى اسلامى، انتخابات يك امر واقعى است؛ يك چيز شكلى و صورى نيست. اينجور نيست كه بخواهيم از ديگران تقليد كنيم؛ كه چون ديگران به نام دموكراسى انتخابات دارند، ما هم انتخابات داشته باشيم؛ نه، انتخابات يك امر واقعى است براى دخالت دادن نظر مردم و رضاى عامه؛ همانى كه در فرمان معروف اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) به مالك اشتر هست كه: رضاى عامه را بر سُخط خاصه ترجيح بده، و نترس از سُخط خاصه به خاطر رضاى عامه.

ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه مردم چه مي گويند و چه مي خواهند. حضور اين مردم بركاتى دارد. يكى از بركاتش همين است كه وقتى دشمنان نگاه مي كنند و مى‌بينند كه مردم پشت سر نظام هستند، احساس مي كنند كه نمي شود با اين نظام معارضه كرد؛ چون با يك ملت نمي شود معارضه كرد. يك رژيم را با انواع و اقسام تضييقات، فشار اقتصادى، تبليغات گوناگون و جنگ روانى ميشود تضعيف كرد يا ساقط كرد؛ اما وقتى ريشه‌ها مردم هستند و اين نظام و مسئولين نظام به مردم متصل هستند، ديگر كار دشمن مشكل مي شود؛ همچنان كه مشكل هم شده و ملاحظه مي كنيد.

در اين فتنه‌هاى بعد از انتخابات، آن چيزى كه اساس قضيه است، اين است كه رأى مردم و حضور مردم از نظر يك عده‌اى نفى شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تكذيب شد، مورد تهمت قرار گرفت. گناه بزرگى كه انجام دادند، اين بود. اينها بايست تسليم مي­شدند. بالاخره وقتى انتخابات با همين معيارهائى كه در اسلام وجود دارد - كه حالا بعضى از معيارها و شاخصهائى كه براى انتخابات در نظر ما معتبر است، كه نظر اسلام است، من عرض مي كنم - اتفاق افتاد، بايستى در مقابل قانون، در مقابل داورى قانون تسليم شد؛ همچنان كه بايد در مقابل آن داورى كه قانون او را معين مي كند، تسليم شد. اگر قانون در مسئله‌ى مهمى مثل مسئله‌ى انتخابات يك داورى را مشخص كرده است، يا يك شيوه‌ى داورى را مشخص كرده است، بايد تسليم اين بشوند، ولو برخلاف مِيلمان باشد؛ اين مي شود انتخابات سالم.[2]

آيا تلاش براي جايگزيني وحدت به جاي عدالت براي به فراموشي سپردن اين گناه بزرگ نبود؟

معيار هاي انتخابات اسلامياحترام به راي، تشخيص و رضايت مردم

 

اين انتخابات اگر به همان شكلى كه در نظام اسلامى معتبر است، باشد، اين خصوصيات را دارد: اولاً در انتخابات، احترام به رأى و تشخيص و رضايت مردم هست. امروز در دنياى دموكراسى كه انتخابات در آنجاها انجام مي گيرد و پرچم دموكراسى را اينها بلند مي كنند، آنچه وجود ندارد، «رضى العامّة» است؛ مسئله، صورى است؛ در واقع غالباً اينجور است. در كشور آمريكا اينجور است، در كشورهاى معروف دموكراسى دنيا اينجور است. پشت سرِ اين كسانى كه مى‌آيند وارد ميدان انتخابات مي شوند و مبارزه‌ى انتخاباتى مي كنند، گروه‌هائى از جبهه‌ى خاصه وجود دارند؛ يعنى سرمايه‌دارها، كمپانى‌دارها، متنفذين مالى، باندهاى عظيم مالى؛ اينها هستند كه دارند كارها را روبه‌راه مي كنند؛ با تبليغات گمراه‌كننده و با روشهاى گوناگون، آراء مردم را به اين سمت و آن سمت مي كشانند. در واقع، دعوا بين كمپانى‌دارهاست؛ دعوا بين آراء مردم نيست؛ يك چيزِ تخيلى است. در واقع، حكومت دموكراسى در آنجاها حكومت اقليت است؛ حكومت خواصى است كه خواص بودن آنها، نخبه بودن آنها، به خاطر امكانات مالى فراوان آنهاست؛ اينها هستند كه دارند سياستگذارى مي كنند.

در انتخاباتِ نظام جمهورى اسلامى اينجور نيست. اينجا مردمند كه دارند تصميم مي گيرند، مردمند كه دارند تشخيص مي دهند. ممكن است اين تشخيص يك جا درست باشد، يك جا غلط باشد - بحث در اين نيست - اما تصميم‌گير، خود مردم هستند. پشت سر آراء مردم، آراء باندهاى قدرت و ثروت و اينها قرار ندارد. در اين انتخابات، واقعاً احترام به رأى مردم است؛ احترام به تشخيص مردم است. بايد در مقابل اين تشخيص تسليم شد. اين يك مسئله است.[3]

آيا تقسيم بندي مردم به شهروند درجه يك و درجه دو يا احترام به تشخيص وحفظ رضايت عامه منافات ندارد؟

رقابت سالم ضامن نشاط و مسئوليت پذيري مردم

مسئله‌ى ديگر در انتخابات و اهميت انتخابات، مسابقه و رقابت سالمى است كه وجود دارد؛ نشاط مردمى است كه در انتخابات به وجود مى‌آيد. انتخابات چيزى است كه موجب مي شود مردم احساس كنند مسئوليت دارند، بايد تشخيص بدهند، بايد بيايند توى ميدان. نشاط مردمى، خون تازه‌اى به رگهاى نظام مي ريزد و روح تازه‌اى مي دمد. تحول در مديريت وجود دارد. اين انتخاباتها يكى از بزرگترين محسّناتش اين است كه از ركود جلوگيرى مي كند. [4]

آيا حضور مردم در انتخابات 22 خرداد و راهپيمايي 9دی و22 بهمن نشان دهنده ظرفيت بالاي نظام در رابطه با ايجاد نشاط سياسي نيست

 

تحول در عين ثبات

بهترين شكل ادامه‌ى يك نظام اجتماعى اين است كه در عين ثبات، تحول داشته باشد. ركود بد است و ثبات خوب است. ثبات يعنى استقرار؛ يعنى اين چهارچوب، اين هندسه، در جاى خود محفوظ باشد، مستقر باشد، ريشه‌دار باشد؛ در عين حال در داخل اين چهارچوب، تحولات، مسابقات و رقابتها وجود داشته باشد. اين بهترين شكل است كه كشتى نظام در درياهاى طوفانى بتواند بدون دغدغه حركت كند. «و هى تجرى بهم فى موج كالجبال»؛اين درباره‌ى كشتى نوح است. كشتى حركت مي كند، در بين امواج گوناگون هم هست؛ ليكن اين امواج سهمگين نمي توانند استقرار او را از بين ببرند. اين استقرار بايست وجود داشته باشد. البته در درون اين استقرار، در درون اين چهارچوب، تحول وجود دارد.

بنابراين همه‌ى تحولات بايد در چهارچوب باشد. اگر چنانچه كسى وارد ميدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ى انتخاباتى بشود، اما بخواهد چهارچوب را بشكند، او از قاعده‌ى نظام خارج شده است، از قواعد حركت انتخاباتى خارج شده؛ اين غلط است، اين درست نيست. بايد همه چيز در چهارچوب نظام باشد. اين چهارچوب، قابل تغيير نيست.[5]

تاكيد نامزدها بر مرزبندي با مخالفان نظام الهي

تأكيد بر خطوط مرزى نظام با مخالفان و دشمنان، در انتخابات لازم است. ممكن است دو نظر مختلف در باره‌ى يك مسئله‌ى اجتماعى يا اقتصادى بين نامزدها وجود داشته باشد؛ هيچ مانعى ندارد، اين دو نظر را بگويند؛ ليكن مرزبندى كنند با آن چيزهائى كه نظراتِ مخالف با نظام است. مشخص بكنند كه مرز ما چيست؛ اين مرزبندى لازم است. بارها ما بر روى اين مرزبندى تأكيد مي كنيم؛ اين به خاطر اين است كه اگر مرزبندى‌ها ضعيف بشود، مرزها كمرنگ بشود، موجب اشتباه مردم مي شود. مثل مرزهاى كشورى، كه اگر مرزها تضعيف شد و كمرنگ شد، عده‌اى ميتوانند داخل مرز بشوند، با قصد خيانت، بدون اينكه شناخته شوند؛ عده‌اى مي توانند از اين مرز خارج بشوند با غفلت، بدون اينكه بدانند دارند از مرز خارج مي شوند. لذا بايستى بر مرزها تأكيد بشود. اشتباه و خطاى فاحش كسانى كه اين مرزها را در انتخابات رعايت نمي كنند، همين است كه مردم را دچار زحمت مي كنند، دچار حيرت مي كنند. بايستى خطوط مرزى نظام با مخالفان نظام، با دشمنان نظام، كاملاً مشخص شود، بر آن تكيه شود و از مخالفان نظام اعلام برائت بشود.[6]

اهمال جايز نيست،‌ ميخواهند نظام مبتني بر اطاعت خدا و رسول نباشد.

روى مسئله‌ى اصلى نظام و نقشه‌ى نظام و كليت نظام هيچ اهمالى را نبايد روا بداريم. مسائل درجه‌ى دوئى وجود دارد كه البته اينها را مي توان حل كرد. مسئله‌ى اصلى همين مسائلى است كه در طول اين هشت نُه ماهِ بعد از انتخابات، محل اختلاف بوده است بين مجموعه‌ى نظام اسلامى و مجموعه‌ى كفر و استكبار، كه اينجا كسانى حرفهاى آنها را تكرار كردند.

آنها مي خواهند نظام اسلامى، نظام دينى، نظام مبتنى بر اطاعت از خدا و رسول وجود نداشته باشد. هر آن چيزى كه تضمين كننده‌ى اطاعت عمومى اين نظام است، براى آنها دشمن محسوب مي شود؛ عليه‌اش اقدام مي كنند، عليه‌اش فعاليت مي كنند، همه‌ى تلاش خودشان را براى زدن آن متمركز مي كنند. اين طرف قضيه بايستى تلاش و سعى خودش را بكند، براى اينكه همين اركان اصلى را، اين مبانى و مبادى اصلى را حفظ كند. مسئله‌ى اصلى را نبايستى مغفولٌ‌عنه قرار داد.

صريح و روشن هم بايستى خطوط را مشخص كرد. يعنى آن كسانى كه پايبند به نظام اسلامى و پايبند به حضور مردم - با همين انگيزه و ايمانى كه مردم دارند - هستند، بايد مرزشان با كسانى كه دلشان نمي خواهد اين حركت به اين شكل، اسلامى ادامه پيدا كند، روشن كنند[7]

برگرفته از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری / زمستان 88

[1] . آيا انتقاد از سياستهاي استكبار ستيزانه نظام در راستاي حفظ هندسه الهي نظام مي تواند تلقي شود؟

 

[2] . آيا تلاش براي جایگزینی شعار وحدت به جاي عدالت براي به فراموشي سپردن اين گناه بزرگ نبود؟

[3] . آيا تقسيم بندي مردم به شهروند درجه يك و درجه دو با احترام به تشخيص و حفظ رضايت عامه منافات ندارد؟

[4] . آيا حضور مردم در انتخابات22 خرداد و راهپيمايي هاي 9 دي و 22 بهمن نشان دهنده ظرفيت بالاي نظام در رابطه با ايجاد نشاط سياسي نيست؟

[5] . آيا تلاش براي ايجاد تحولات خارج از چارچوب قانون اساسي و اصل ولايت فقيه منجر به خروج بعض افراد از قاعده نظام نشده است؟

[6] . آيا كساني كه توسط شبكه هاي ماهواره اي نظام هاي سلطه گر تبليغ و ترويج مي شوند و اتاق فكرشان در خانه دشمن است، توانايي مرزبندي با دشمن را دارند؟

[7] . آيا مطرح كردن طرح هايي جهت كم رنگ كردن نظارت شوراي نگهبان موجب مغفول ماندن مساله اصلي نخواهد شد؟