بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2678
 بازدید امروز : 39
 کل بازدید : 1463667
دوشنبه ٣٠ ارديبهشت ١٣٩٨
٩.ضرورت تحول در حوزه هاي علميه

گزيده سخنان رهبر انقلاب اسلامي در ديدار نخبگان حوزه علميه در سال 86

                                  بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

اگر آينده‏نگرى در حوزه‏ى قم انجام نگيرد و به وضع موجود راضى باشيم؛ فردا يا حوزه‏اى نداريم يا حوزه‏اى رو به انحطاط خواهيم داشت.

اگر امروز اركان حوزه يعنى مديران، صاحب‏نظران، اساتيد، برجستگان همت بكنند، درست فكر كنند و برنامه‏ريزى كنند، حوزه بيست سال ديگر از لحاظ سطح و عمق و عرض و طول و توسعه‏ى نفوس، از حالا بمراتب بهتر خواهد بود. اگر حالا ما پيش‏بينى نكنيم، نه؛ هيچ معلوم نيست حوزه‏ى قمى در آينده با همين عرض و طول فعلى هم وجود داشته باشد. بزرگانى، محققينى، علماى خوبى، فقهائى، فلاسفه‏اى از حوزه گرفته ميشوند؛ مى‏روند - ننقصها من اطرافها - جاى اينها بايد شخصيت هائى رشد كنند، ببالند؛ جاى اينها را پر كنند و بيش از آنچه كه آنها انجام دادند، انجام بدهند. اگر اين كار شد، اين آينده‏نگرى انجام گرفت، فردا خوب خواهد بود. اگر اين آينده‏نگرى امروز در حوزه‏ى قم انجام نگيرد و به وضع موجود راضى باشيم؛ به همينى كه حالا حوزه را يك جورى اداره كنيم؛ به اين اگر قناعت كنيم، فردا يا حوزه‏اى نداريم يا حوزه‏اى رو به انحطاط خواهيم داشت.بايد اين فكر را در حوزه نهادينه كنيد. هم مديران حوزه، هم شوراى عالى حوزه، هم بزرگان حوزه، هم حضرات مراجع بايد اين را بدانند و به اين توجه كنند كه ما امروز بايد به فكر حوزه‏ى قم يا اصفهان يا مشهد يا بقيه‏ى شهرها در بيست سال آينده باشيم؛ در سى سال آينده باشيم. سى سال آينده يعنى چه؟ يعنى دنيائى كه احتمالاً هيچ شباهتى با امروز ندارد؛ از لحاظ امكان اثرگذارى، امكان تسخير دلها، امكان تسخير سرزمين ها.

آيا حوزه علميه براي آينده اي كه از لحاظ امكانات

هيچ شباهتي به دنياي كنوني ندارد، خود راآماده كرده است؟

تحول اجتناب‏ناپذير است، تحول، طبيعت و سنت آفرينش الهى است.

يك مسئله اين است كه تحول را مديريت كنيد. ببينيد آقايان و خواهران عزيز! تحول اجتناب‏ناپذير است. تحول، طبيعت و سنت آفرينش الهى است؛ اين را بارها من مطرح كرده‏ام، گفته‏ام. تحول رخ خواهد داد. خوب، حالا يك واحدى را، يك موجودى را فرض كنيم كه تن به تحول ندهد؛ از يكى از دو حال خارج نيست: يا خواهد مُرد يا منزوى خواهد شد...تحول حتمى است، منتها تحول دو طرف دارد: تحول در جهت صحيح و درست، تحول در جهت باطل و غلط. ما بايد مديريت كنيم كه اين تحول در جهت درست انجام بگيرد. اين وظيفه‏ى مؤثرين در حوزه است. مديران حوزه، فضلاى حوزه، صاحبنظران حوزه بايد همتشان اين باشد. از تحول نبايد گريخت.البته حوزه‏هاى علميه در برهه‏ى زمان معاصر به طور طبيعى كمى از زمان عقب ماندند.تقصيرى هم البته متوجه كسى از اين جهت نيست؛ چون پيدايش انقلاب و سرعت تحولاتى كه ناشى از پيدايش اين برق عظيم در جامعه بود، همه چيز را عقب نگه داشت. روشنفكرى جامعه‏ى ما هم عقب است. دانشگاه هاى ما هم از آنچه كه بايد باشند، عقبند. حوزه‏ى علميه هم عقب است؛ يعنى متناسب با تحول جامعه‏ى ما، اين تحول عظيمى كه پيدا شد در همه‏ى اطراف خودش و در سطوح گوناگون و تا اعماق زيادى تأثير گذاشت، از اين تحول عقبيم. حوزه يك مقدارى عقب است، ليكن ميتواند با سرعت لازم و با جديت اين را جبران كند.

حوزه علميه چگونه می تواند خود را با تحولات عظیم زمان معاصر هماهنگ کند؟

تكيه بر مدرك مستقل حوزوي. با اعتبار خودش نه به اعتبار وزارت علوم.

صحبت مدرك شد. بنده جزو كسانى هستم كه از اوائل بر روى مدرك مستقل حوزه‏اى تكيه كردم، الان هم اصرار دارم. مدرك؛ خود حوزه با اعتبار خودش نه به اعتبار وزارت علوم؛ چون اعتبار حوزه عميق‏تر، ثابت‏تر و مهمتر از اعتبار هر وزارتى است. با اعتبار خودش، حوزه مدرك بدهد. حالا اسم مدرك را هر چه ميخواهند بگذارند. بعضى از دوستان اعتراض كردند كه چرا مي گريزيد از اسم دكترا و كارشناسى ارشد و اسمش را گذاشته‏ايد سطح سه و سطح چهار؛ اينها را من بحثى ندارم. اينها را بنشينند بحث كنند، هر جور تصميم گرفتند، همان درست است؛ ليكن اصلِ مدرك را بنده قبول دارم، اما مدرك‏زدگى آفت مدرك است. طلبه براى مدرك درس بخواند، اين عيب بزرگى است. اين، همان خط ميانه‏ى تحول است. اين، مديريت تحول در زمينه‏ى مدرك. مدرك بدهيد، اما از مدرك‏گرايى و مدرك‏زدگى كه ما هميشه آن را عيب تعليمات جديد ميدانستيم، پرهيز كنيد. اين يك نمونه است.

چگونه می توان آفت مدرک زدگی را از حوزه های علمیه دور کرد؟

بيائيد يك چشم انداز بيست ساله، ده ساله براى حوزه تشكيل بدهید

مهمترين كار در مراحل اصولى، سياستگذارى است در حوزه‏هاى علميه. اين سياستگذارى ابعاد گوناگونى دارد. ما مگر نميگوئيم ميخواهيم علم توليد بشود و پيشرفت كند، خوب كدام علم؟ معناى پيشرفت علم فقه چيست؟ معناى پيشرفت علم اصول مثلاً چيست؟ پيشرفت كند يعنى چه؟ سمت و سوى اين پيشرفت به سوى چيست؟ اينها همه سئوال هائى است كه پاسخ لازم دارد. سياست هائى كه در مركز شوراى عالى نهاده ميشود، به اين سئوال ها پاسخ ميگويد؛ سياستگذارى. چشم‏انداز روشنى براى آينده‏ى حوزه علميه بايد ترسيم شود. همانطور كه در مسائل كشور چشم‏انداز بيست ساله تدوين شد، بيائيد يك چشم انداز بيست ساله، ده ساله براى حوزه تشكيل بدهيد. اين كارِ شوراى عالى حوزه‏ى علميه است.در زمينه‏ى تشكيلات حوزه و سازماندهى حوزه و در كنار شوراى‏عالى، مسئله‏ى نهاد مديريت حوزه است، كه بسيار مهم است. حتماً بايد يك شوراى برنامه‏ريزى براى حوزه وجود داشته باشد.

جایگاه حوزه علمیه مطلوب در بیست سال آینده کجاست؟

يكى از كارهائى كه بايد حتماً انجام بگيرد، سريع هم بايد شروع بشود ، همين مسئله‏ى آمارگيرى است.

يكى از كارهائى كه در سازماندهى حوزه لازم است، آمارگيرى است،. ما از حوزه آمار درستى نداريم. به طريق اولى‏، آنوقت از مجموعه‏ى روحانيت در كشور آمار درستى نداريم. تعداد روحانيون در كشور، حدود تحصيلى اينها، ميزان فضل اينها، توانائي هاى تبليغى اينها، تأثيرگذارى اينها در محيطشان؛ اينها چيزهائى است كه اصلاً در آمارهاى ما، در اطلاعات ما منعكس نيست؛ ما آمارگيرى نداريم. آمارگيرى هم يك دانش است. يكى از كارهائى كه بايد حتماً انجام بگيرد، سريع هم بايد شروع بشود و چند سال هم طول خواهد كشيد، اما بركاتش خيلى زياد خواهد بود، همين مسئله‏ى آمارگيرى است. از طلاب حوزه، از سطوحشان، از مقدار و اندازه‏ى دركشان از درسى كه خوانده‏اند، پيشرفت تحصيلى‏شان، از اينها آمارگيرى داشته باشيم، بدانيم زيردست مجموعه‏ى مديريت حوزه چيست، با چى‏ ميخواهد كار كند. اين كمبود را هم ما داريم كه البته آنوقت دنبال آمارگيرى، نظام ارزشيابى پيش مى‏آيد؛ اين هم يكى از چيزهائى است كه در مسئله‏ى سازماندهى عرض ميكنيم.

به نظر شما بدون آمار درست، مي توان برنامه ريزي صحيحي براي آينده حوزه علميه انجام داد؟

طلبه آزادانه اشكال ميكند، هيچ ملاحظه‏ى استاد را هم نميكند.

يكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسئله‏ى آزادانديشى است. چرا اين كرسي هاى آزادانديشى در قم تشكيل نميشود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزه‏هاى علميه‏ى ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار ميكنيم و نظيرش را نداريم در حوزه‏هاى درسىِ غير حوزه‏ى علميه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال ميكند، هيچ ملاحظه‏ى استاد را هم نميكند. استاد هم مطلقاً از اين رنج نميبرد و ناراحت نميشود؛ اين خيلى چيز مهمى است. خوب، اين مال حوزه‏ى ماست. مرحوم صاحب حدائق با مرحوم وحيد بهبهانى، نقطه‏ى مقابل؛ هر دو در كربلا زندگى ميكردند؛ معاصر، مباحثه هم ميكردند با هم. يك شب در حرم مطهر سيدالشهدا (سلام‏اللَّه‏عليه) اينها سر يك مسئله‏اى شروع كردند بحث كردن، تا اذان صبح اين دونفر روحانى ايستاده - حالا وحيد بهبهانى آنوقت نسبتاً جوان بوده، اما صاحب حدائق پيرمردى هم بوده - بحث كردند! مباحثه هم ميكردند با هم، منازعه هم ميكردند، اما هر دو هم بودند، هر دو هم درس ميگفتند. من شنيدم كه شاگردان وحيد - كه وحيد تعصب شديدى عليه اخباري ها داشت - مثل صاحب رياض و بعضى ديگر از شاگردان وحيد، ميرفتند درس صاحب حدائق هم شركت ميكردند! اينجورى بوده؛ ما تحمل را در حوزه بايد بالا ببريم.يك نفرى نظر فقهى ميدهد، نظر شاذّى است. خيلى خوب، قبول نداريد، كرسى نظريه‏پردازى تشكيل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده ميشود همينجور، نظر معارفى و كلامى‏اى داده ميشود همينجور. مسئله‏ى تكفير و رمى و اين حرف ها را بايستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ يك گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ى حقير مخالف است، بنده دهن باز كنم رمى كنم؛ نميشود اينجورى، اين را بايد از خودِ داخل طلبه‏ها شروع كنيد. اين يك چيزى است كه جز از طريق خودِ طلبه‏ها و تشكيل كرسي هاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفكرى و آزادانديشى كه عرض كرديم، ممكن نيست. اين را عرف كنيد در حوزه‏ى علميه؛ در مجلات، در نوشته‏ها گفته شود.

چگونه می توانیم سعه صدر خود را برای شنیدن وتحمل دیدگاه های مخالف، بیشتر کنیم؟

 

دامن همت به كمر بزنيد.

به هر حال كار در حوزه زياد شده. آنچه كه بايد بشود يا تا حالا نشده و مي بايست ميشده، يا اگر هم مال گذشته نيست، از حالا به بعد بايد بشود، صد برابر آن كارهائى است كه ما تا حالا در حوزه كرديم و اين صد برابر را ميشود انجام داد؛ به شرطى كه شماها حضور داشته باشيد، دامن همت به كمر بزنيد، شما وارد ميدان باشيد، هر كدامى در هر بخشى كه نظر داريد و تخصص داريد، در آن بخش كار كنيد و ان‏شاءاللَّه مجموعه‏ى مديريت از نيروى شما استفاده كند.

جای چه کارهایی در حوزه امروز خالی است؟

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با حوزویان.