بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2752
 بازدید امروز : 101
 کل بازدید : 1490846
شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٨
١١.حديث يار ٢

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سیره سلف صالح.

گاهی سر درس، استاد به یک مناسبتی دو کلمه چیزی بگوید، طلبه از این رو به آن رو می شود. امام (رضوان الله) علیه به مناسبتهای مختلف سر درس، گاهی روز آخر درس- با آن بیان عجیبی که ایشان در مسائل معنوی و روحی وآن احتظاظات معنوی داشت،گاهی یک جملاتی می گفت، طلبه ها گریه می کردند.

بعد از رحلت آیت الله بروجردی، در مسجد سلماسی برای امام منبر گذاشتند- قبل از آن امام منبر نمی رفت، روی زمین می نشست درس می گفت؛ ظاهرا به احترام آقای بروجردی- ایشان رفتند روی منبر نشستند. خوب، چیز جدیدی بود. به امام یک حالت تبسمی دست داد. بعد بلافاصله ایشان تغییرحالت داد و فرمود: روز اولی که مرحوم آقای نائینی (رضوان الله علیه) روی منبر نشست گریه کرد؛ فرمود این همان منبری است که شیخ انصاری روی آن نشسته، حالا کار به جایی رسیده است که ما باید روی آن بنشینیم. این حرف، طلبه ها را، دلها را تکان داد. بعد ایشان مفصل صحبت کردند.

دل جوان آماده است؛ این را از دست ندهید، یک حدیث بخوانید، دوکلمه نصیحت کنید.

طلبه ها را نصیحت کنید. طلبه ها را به تفکر، تأمل، ذکرموت و پرهیز از درس خواندن وتلاش کردن برای رسیدن به مقامات عالی و جلب توجه مردم به سمت خود، هدایت کنید. طلبه ها درس بخوانند لله، فی الله و بالله؛ این آن وقت می شود حوزه بابرکت.

ماچطور می خواهیم دل بشر معاصر را در مقابل اسلام خاشع کنیم؛ در حالی که دل خود ما خاشع نباشد؟ پس خشوع لازم است.گفت:

تکیه برتقوا ودانش در طریقت گمرهی است

راهروگر صد هنردارد توکل بایدش

جز به کمک خدا نمی شود. علم، فکرخوب، ذهن خوب، استعداد بالا، تلاش فراوان، اگر با کمک الهی همراه نباشد- که از راه توکل بالله وتفویض الی الله حاصل می شود-راه به جائی نخواهد برد.

به نظر شما یک استاد خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

اعتماد به نفس علمی لازمه کار طلبگی است.

حوزه و فضلای حوزه و محصل حوزه بایستی به اعتماد به نفس علمی برسد و اتکاء به نفس داشته باشد؛ این خیلی اهمیت دارد. در تضارب آراء در کیفیت حرکت علمی، در مراتب ارزشی حوزه، علم باید دارای بالاترین منزلتها باشد. البته تقوا و معنویت و زهد و خشوع و اینها ارزشهای برتر و والاتر است؛ منتها اینها چیزهایی نیست که قابل ارائه باشد، قابل فهم باشد خیلی ها اهل این معانی هستند و ما اینها را نمی شناسیم؛ اما علم قابل محک زدن است، در معرض است،توی دایره است.

اعتماد به نفس علمی چگونه حاصل می شود؟

استاد ما، بی مطالعه درس نمی گوید.

نکته بعد، جدیّت و رها نکردن دنباله کار برای مدارس و برای محصل است. از جمله آفات جدید و فرهنگ جدید و نظام آموزش جدید-که وارداتی اروپاست- این است که استاد به خودش زحمت نمی دهد فکر نو تولید کند؛ خیلی اوقات بی مطالعه درس می گوید. استاد ما بی مطالعه درس نمی گوید. استاد ما مطالعه می کند، تأمل می کند، فکر می کند؛ با فکر درس می گوید. اگر شما ده دوره هم مکاسب را تدریس کردید، دوره یازدهم باز باید فکر کنید، شاید چیز تازه ای به نظرتان بیاید.

آموزش در حوزه باید با تفکر، تکرار و تحقیق همراه باشد.

این هم از همان مواردی است که نظام آموزشی جدید وارداتی از اروپا فاقد آن است؛ برمبنای حفظ است. ما نباید به این سمت بغلطیم. هر برنامه ای که ما را به این سمت بغلطاند، برنامه نادرستی است. توی برنامه ریزی های خودمان نگاه کنیم، ببینیم چه چیزی طلبه را به سمت حفظ گرایی می راند و از تفکر و تحقیق و مطالعه باز می دارد. حفظ گرایی درست نیست، مفید نیست. یکی از خصوصیات حوزه علمیه ما فکر کردن است. طلبه را باید از اول درس خواندن وادارکرد به اینکه فکر کند. معروف بود می گفتند: اینکه گفته اند «بدان ایدک الله»- چرا گفت بدان، نگفت بخوان؟- منظور این است که اولاً حس سؤال پردازی را در طلبه زنده کند، بعد هم به او تفهیم کند که خواندن مراد نیست، دانستن مراد است. این بایستی برای برنامه ریزان ما واقعاً به صورت یک دستور العمل جامع باشد.

اساتید هم به نکته توجه کنند. شما قبل از اینکه درس را شروع کنید ده دقیقه را به سؤال از طلبه اختصاص دهید؛ این کار تجربه شده است. بنده خودم وقتی در مشهد همین سطوح را تدریس می کردم- کفایه و مکاسب و این چیزها- همین کار را می کردم. قبل از درس کتاب را باز می کردم و به یکی از طلبه ها می گفتم آقا شما درس دیروز را بخوان یا بگو. این کار خیلی تأثیر داشت، هم ما می فهمیدیم طرف چه کاره است، هم او می فهمید که سؤال و حساب و کتابی در کار است، هم دیگران آن نکته را اگر بلد نبودند، یاد می گرفتند، فواید دیگری هم وجود دارد.

به نظر راه شما گریز از حفظ گرایی و روی آوردن به تحقیق و مطالعه و دانستن چیست؟

اهمیت دروس سطح

این وادار کردن طلبه به فکر، به خصوص در دروس سطح، خیلی مهم است. دروس سطح خیلی مهم است. فراگیری امّهات مطلب اصولی و فقهی در سطوح موجب می شود که طلبه در درس خارج بتواند استفاده کند، و الا استفاده نخواهد کرد. بحث روی متون فعلی نیست که بگوییم، جمود کنیم و حتما بایستی همین متون باشد؛ نه، هر وقت که حوزه انشاءالله توفیق پیدا کرد متون متناسب با زمان را هم تهیه خواهد کرد. هر متنی که به عنوان سطح مطرح می شود طلبه آن را بخواند و بفهمد. باید روی فهم این متون تأکید شود؛ تعمیق به جای حفظ، فکر کردن وتکرار کردن برای تحقیق ان مراد، که مطلب را تحقیقی دانستن است.

پژوهش محور بودن هم نکته بعدی است. حوزه نظام پژوهشی متناسبی لازم دارد. همچنین اهتمام به دروس سطح در فقه و اصول، پیش از رفتن به درس خارج. هویت علمی حوزه هم نکته مهمی است؛ منحصر به فقه و اصول نیست. فقه واصول خیلی مهم است، در این شکی نیست؛ قبلا هم گفتیم ستون فقرات حوزه های ما فقه است؛ اما این معنایش این نیست که ما به فلسفه احتیاج نداریم. امروز بیش از گذشته به فلسفه نیاز داریم.

به نظر شما نظام درسی و پژوهشی حوزه باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟

ضرورت اولویت بندی وارزش گذاری علوم حوزوی.

یکی از کارهای مهم این است که ما علوم را طبقه بندی کنیم، اولویت بندی کنیم، رتبه بندی کنیم، ارزش گذاری کنیم، با نیازها بسنجیم. اگر با نیازهای امروز سنجیده شود من می ترسم نتیجه جور دیگری در بیاید. به هر حال آنچه که مسلم است، این است که، علم فقه و اصول – که دنباله فقه است- مبنای کار حوزه است؛ اما بنده طرفدار اختصاص یافتن به مسأله اصول به عنوان یک علم مستقل نیستم و خیلی برای حوزه مفید نمی دانم، اصول باید در خدمت فقه باشد. خود فقها و اصولیون هم معترفند که بعضی از مباحث اصولی هیچ خدمتی به فقه نمی کند، ارتباطی هم به فقه ندارد. اصول باید در کنار فقه باشد؛ آن وقت به رشته های مهم دیگر مثل فلسفه، تفسیر و کلام باید اهمیت داد. ما چقدر امروز به رشته کلام احتیاج داریم. همه این رشته ها لازم است. از شیوه های نو در آموزش علم، در تعلیم علم، در گسترش علم، در تولید علم نباید ترسید؛ از شیوه های نو نباید واهمه کرد. هدف وقتی پرداختن به علم است، حقیقتا دنبال علم هستیم و زمام کار دست افراد عالم است، شیوه های نو هر جور که باشند، قابل قبولند.

شیوه های نو در آموزش علم، تعلیم علم، گسترش علم و تولید علم چیست ؟

اهمیت نظام اخلاق و تربیت در حوزه.

یک مسأله هم مسأله نظام اخلاق و تربیت در حوزه است. مسأله تربیت و اخلاق از دو بعد برای ما مهم است: یکی بعد درون حوزه ای. ما بالاخره می خواهیم روحانی باشیم، می خواهیم مبلغ باشیم. بایستی اخلاق درستی داشته باشیم. دوم، وجه برون حوزه ای است، تصرف قلمروهای بسیار وسیعی است که ما جز با آشنایی و آگاهی با مبانی تربیتی و اخلاقی نمی توانیم اینها را تصرف کنیم. ببینید، در کشور یک مزرعه وسیع سراسری پر محصولی وجود دارد به نام آموزش و پرورش. ما اگر توی تلویزیون هم صحبت کنیم، اگر آن مستمع پای منبر ما در تلویزیون هم بنشیند، مگر چقدر مستمع داریم؟ اما آموزش هر سال به شکل میلیونی مستمع پیدا می کند، مستمع ماندگاری که دوازده سال با آموزش و پرورش همراه است. از این کانال کشی بهتر؟ این کانال سیراب کردن دلها و ذهنها این جور در آموزش و پرورش متمرکز است. ما در آموزش و پرورش چقدر سهم داریم؟ باید گفت هیچ. اینکه حالا یک روحانی ای برود برای یک مدرسه ای نماز جماعت برپا کند یا صحبتی بکند. اصلا چیزی نیست؛ این هیچ است، هیچ محض است. اگر ما در داخل حوزه رشته تعلیم و تربیت داشته باشیم، در زمینه تعلیم و تربیت متخصص تربیت کنیم، بحث اخلاق و تعلیم و تربیت در حوزه جدی گرفته شود، آن وقت حوزه علمیه و روحانیت می تواند آموزش و پرورش را عرصه حضور خودش قرار بدهد. نه اینکه ما برویم بشویم وزیر آموزش و پرورش؛ این اصلا کارساز نیست.

به نظر شما حوزه علمیه چگونه می تواند در عرصه تعلیم و تربیت آموزش و پرورش تأثیر گذار باشد؟

روحانیت نوکر دین است.

بحث آموزش و پرورش، کتاب درسی و ساختن معلم، تربیت معلم ،تربیت دینی معلم و تولید کتابهای دینی و کتابهای غیر دینی. یعنی کتاب فیزیک یا کتاب ریاضیات هم می تواند درس توحید بدهد، می تواند انسان ها را بی دین کند، هم می تواند توحید و تدین و تعبد را به دانش آموز القاء کند هم می تواند او را بی دین کند، به مبدأ و معاد بی اعتنا کند. ما باید بتوانیم حوزه علمیه را آماده کنیم، الآن حوزه های علمیه آماده نیست.

ما امروز نوکر دینیم؛ ما نوکر اسمها که نیستیم. روحانیت برای چیست؟ روحانیت برای این است که بتواند مردم را تغذیه دینی کند؛ البته عالمانه. آن روز یکی طلبه ای می آمد نجف درس می خواند، فقه و اصول می خواند، رجال می خواند و بعضی چیزهای دیگر می خواند، ملا می شد، فاضل می شد. امروز فقه و اصول کافی نیست برای اینکه انسان بتواند تبلیغ دین بکند. بنابراین حوزه ها وظیفه شان خیلی سنگین است. این تنوع در علوم حوزوی یک نیاز قطعی و مبرم است و بایستی در برنامه ریزی به آن توجه شود. از مهمترین نمونه های بصیرت این است که ببینیم کدام کار ممکن است از ما سربزند که این کمک به آن دشمن باشد، حواسمان باشد. بزرگان و کوچکان حوزه فرق نمی کند، همه باید مواظب باشند، گاهی یک حرف یک حرف، یک عمل، یک اقدام، یک حرکت به نفع آن دشمن است. ما به این قصد انجام نمی دهیم اما بعضی از چیزها تابع قصد نیست اثر خودش را می بخشد.

راهکار شما جهت آماده سازی حوزه های علمیه برای رویارویی با مسائل مختلف جامعه چیست ؟