بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3846
 بازدید امروز : 231
 کل بازدید : 1474478
چهارشنبه ٢٦ تير ١٣٩٨
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر زمانی مهمان ویژه نشست

بسم الله الرحمن الرحیم
تشکر میکنم از شما فضلا و از برگزار کنندگان نشست کرسی های آزاد اندیشی که خیلی به زیبایی دوستان نظراتشان را بیان کردند بالطبع نظراتی که بیان شد نظرات اشخاص است و اینها طبعا به پای مذهب گذاشته نمیشود.اما مورد استفاده است. یک نکته ابتدایی را من عرض کنم که یکی ازدوستان تذکر دادند که تذکر خوبی هم بود که ظاهرا اینجا موافقان و مخالفان وحدت نداریم مخالفانی هم که به عنوان مخالف صحبت کردند مخالف وحدت نیستند مخالف تقریب نیستند وحدت را یک امر مسلم میدانند منتهی در روش وحدت در حوزه وحدت و تقریب اختلاف نظر دارند. این نکته گاهی برچست زده نشودکه فلانی مخالف وحدت است لذا نظر بنده هم همین بود که گفته شود موافقان ومخالفان شیوه موجود وحدت.
اما سه محور را من د رنظر گرفتم که شاید یک جمع بندی باشد بین موافقان و مخالفان به ظاهر خیلی فرق داشت اما به واقع نزدیک به هم هستند اکثر مطالبی که مخالفین و موافقین مطرح کردند درست بود وباید اینها رابه یک شکل علمی وفق بدهیم که واقعیتها و حقی را که طرفین میگویند مورد توجه قرار بگیرد.
محور اول سخنانم این است که دوستان مخالف اعلام کردند که برخی علمای شیعه با این شیوه وحدت مخالفند. درسته اما به نظر من مخالفتها عمدتا ناشی از برداشتی است که از مفهوم وحدت دارند.به اعتقاد من موافقان وحدت، وحدت را بگونه ای مطرح میکنند که قابل قبول میشه، و مخالفان وحدت، وحدت را بگونه ای ترسیم میکنند در ذهنشان ، که واقعا مخالفند و حق هم دارند که مخالف باشند اعتقاد من این است که تعریف وحدت متفاوت است آن چیزی که چند نفر مطرح کردند در نظرات مستمعین که چرا حوزه وحدت را  نمیفرمایید.
اگر بخواهیم یک تعریف صحیحی از وحدت داشته باشیم باید مفهوم بسیط وحدت را تعریف کنیم
اولین مفهوم ساده وحدت: هم زیستی مسالمت آمیز بین پیروان مذاهب اسلامی همراه با التزام پیروان هر مذهب به مذهب خودش. این بسیط ترین مفهوم وحدت است. شیعه وسنی هم زیستی مسالمت آمیز داشته باشند.یعنی با هم نجنگند به خاطر اینکه این شیعه است و آن سنی. سنی شیعه را نزند فحش ندهد نکشد شیعه هم علیه سنی تعرضی نکند نزند فحش ندهد نکشد. مثل شهروندانی که بناست باهم دریک شهر زندگی کنند.
اما وقتی بحث را باز تر کنیم ما در تعریف وحدت و تقریب سه درجه عالیتر از این داریم
تعریف دوم :آشنایی طرفین با واقعیت عقائد و فقه یکدیگر است وزدودن شبهات و پاسخ دادن به تهمتهایی که علیه یکدیگر مطرح شده است. طرفین با هم بشینند شناختهای غلطی که از هم دارند را تبدیل به شناختهای صحیح کنند.شیعه به سنی بگوید آن چیزی که تو درباره ما شنیدی غلطه آن چیزی که تو شنیدی که ما برای ائمه خود غلو میکنیم غلطه این طور نیست. ما معتقدیم  ائمه قله انسانیتند اما در عین حال عبدند نه تنها خودشان بلکه جدشان پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز عبد بود که ما عبد بودنش را مقدم بر رسالتش میدانیم.علم و قدرتشان از جانب خداست و ربطی به الوهیت ندارد. اگر این را بیان کنیم او تازه متوجه میشه که شیعیان غلو نمیکنند. میگویند شما مهر میگذارید و امام حسین را میپرستید خوب برایش تبیین میکنیم که مهر برای پرستش نیست اگر مهر نشان پرستشه خوب شما فرش میگذارید آیا شما پرستش میکنید ماهم مهر را پرستش نمیکنیم. برایش باز کنیم که وضع جبهه علی الشیء لا له سجده بر چه چیزی برای چه کسی. بین بر و برای فرق است.بر خاک تربت امام حسین علیه السلام برای خدا. اینها رفع شبهه است تا بداند عقیده اصلی شیعه چیست.حالا اختلافی دارید بسم الله.
عمده نفرت و دعوایی  که اهل سنت و وهابیت با شیعه دارند به خاطر جهل آنهاست شناختهای غلط و تهمتهای به ماست. والا صرف وضو گرفتن ونماز خواندن ما که موجب نفرت از ما نمیشود حالا ما وضو را اینطور میگیریم دلیل نمیشودکه مارا بکشند اینها نیست.
اگر این شناختهای غلط ذوب شود چه بسا تبدیل به دوستی شود کما اینکه در این سالها ما تجربه آنرا داشته ایم.
مرحله سوم : همکاری در عرصه های مشترک است در منافع مشترک است اگر امنیت ما مشترک است باهم همکاری کنیم در دفاع. مسائل اقتصادی اجتماعی و.... رابه هم کمک کنیم
درگذشته تاریخ فقهای ما همکاری در عرصه های دینی همدیگر داشتند مرحوم علامه حلی سید مرتضی علامه بحرالعلوم
مقام معظم رهبری در یک سخنرانی فرمودند: که اینها جلسات علمی و حوزه های علمیه مشترک داشتند یعنی مرحوم سید مرتضی نزد اساتید اهل سنت در حوزه اهل سنت درس دینی خوانده و وقتی فقیه شده شاگردان اهل سنت امدند خدمت ایشان زانو زدند و درس دین از ایشان یاد گرفتند. عالم شیعی میرود درس تفسیر را پیش عالم سنی یاد میگیرد بعد عالم شیعی تدریس میکند و عالم سنی پای درس او مینشیند. این حوزه های مشترک است . وضعیت گذشته خیلی بهتر بوده است دراین چهار پنج قرن اخیر فاصله ها زیاد شد.
فکر میکنم در مرحله سوم هم مخالفین وحدت مخالف این  نباشند که نباید وارد همکاری در عرصه های مشترک شد
اما قسمت دوم عرائضم مربوط است به دلائل وحدت وتقریب
اولا آیات قرآن ما را نهی میکند از تفرقه  و نزاع – وحدت یعنی نزاع نباشد ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم اگر به جان هم بیفتید فشل میشوید وتوان خودتان صرف خودتان میشود. دیگر توانی برایتان نمیماند که در برابر دشمنان بایستید. آنچه که الان سر پاکستان آمده که شیعیان و اهل سنت مبلغین علیه هم داد و فریاد میکنند معرکه ایست درپاکستان. نتیجه اش چی شده یک ذره توان ندارند.هیچ وقت به انرژی هسته ای نخواهند رسید هیچ وقت به تمدن نخواهند رسید تا وقتی وضعیت این طور باشد.این قدر مشغول هم هستندکه دشمن داره کار خودشو میکنه. ولی ما نزاع را گذاشتیم کنار وقت پیدا کردیم بریم تو انرژی هسته ای والا باید دعوای شیعه وسنی را حل میکردیم بین کردستان و بین بلوچستان ودیگر جاها. دعوا را کنار گذاشتیم و به وحدت رسیدیم والان در بعضی از رشته ها درقله هستیم. عبارت تذهب ریحکم استدلال عقلی قوی است که قرآن کریم برای وحدت بیان میکنه.
اما برخی دوستان گفتند ما نفرت داریم مگر میشود نگوییم عزیزان دیدگاه غیر از اظهار است بین این دو باید فرق گذاشت. ما بعضی ها را قبول نداریم خوب این مسلم است اما فریاد زدن و داد و بیدادی که موجب تحریک و جنگ بشود عقلانی نیست.
ضمن اینکه ما بت پرستی و بت پرستان را قبول نداریم اما حق سب و لعن نداریم ولاتسبواالذین یدعون من دون الله فیسبواالله عدوا بغیر علم چون موجب سب متقابل میشود وحدت میگوید سب نکن این دو آیه از تعداد زیاد آیات بود که عرض کردم.
دلیل دوم سیره ائمه علیهم السلام است برخی ازدوستان به سیره اهل بیت علیهم السلام اشاره کردند من به یکی دومورد از مواردی که اشاره نکردند اشاره کنم. آن امامی که بیش از همه شاگرد داشت امام صادق علیه السلام است حدود 4000 شاگردکه اکثریت انها از فقها و محدثان اهل سنتند وحدت یعنی همین یعنی بگونه ای امام صادق علیه السلام برخورد کرد که علمای اهل سنت مریدش شدند و مینشستند پای درس ایشان و بهره میبردند اینکه چگونه این مقدار را جذب کردند باید برویم و مراجعه کنیم که انها چکار میکردند و چه چیزی را نمیگفتند اگر یکی از حرفهایی که الان برخی آقایان میگویند میگفتند مردم فرار میکردند پس معلومه ائمه رعایت میکردند بعضی حرفها را به بعضی میزدند اسرار را به همه نمیگفتند الان که سری نمانده همه چیز در همه جا گفته میشود خوب معلوم است که دعوا راه میافتد فلذا حضرت فرمود برخی عقائدتان را همه جا لازم نیست بگویید لعن الله من اضاء  امرنا هر حقی را که نباید همه جا گفت.خوب چرا لعنت؟ حضرت رضا علیه السلام توضیح میدهند اتحب ان یسب الله  و رسوله  عرض کرد خیر دوست ندارم، چطور میشودکه کاری کنم که دیگران لعنت کنند؟فرمود به گونه ای حرف بزنید که مخاطب شما نمیتواند بپذیرد ناراحت میشود و میگوید خدا لعنت کند گوینده این را و گوینده اش خدا ورسول است..چرا موجب میشوید مارا لعنت کنند این حکمت در گفتاراست. در احادیث دیگر هم داریم که به اندازه ای که مخاطب شما ظرفیت دارد با او سخن بگویید ادع الناس الی ما یعرفون مردم را به مطالبی دعوت کنید که وقتی میشنوند میگویند معروف است و سخن حقی است و دعوا ما ینکرون آنچه را که منکر به نظرشان می آِید نگویید. نه اینکه منکر است، حق است اما مخاطب نمیتواند بیندیشد و آن را منکر میپندارد و ما الان همین کار را داریم میکنیم یعنی آن چیزی راکه منکر میدانند میگوییم و این دقیقا خلاف دستور ائمه علیهم السلام است.اینکه برخی اسم بردند دقیقا همان چیزی است که ائمه گفتند نگوییم. و از دل این حرفها عبدالمالک ریگی در می آید که در یکی از مصاحبه هایش به او میگویند تو چطور افراد را تربیت میکردی که حاضر میشد شیعیان را که بالاخره مسلمانند به راحتی بکشند؟ گفته بود کاری ندارد شما خودتون برای ما وسائلش را آماده کرده اید همین مجالس سب ولعنی که برگزار میکنید ما نوارهایش را میگیریم و همین کافی است و بعد بادیدن این فیلمها تصمیم میگیردد هر چی شیعه هست را بکشد. نتیجه کار این آقایی که برای شادی حضرت زهرا سلام الله علیها این جلسه را برپا کرده این میشود که چندین شیعه کشته میشوند.
دلیل سوم : دیدگاه حضرت امام و مقام معظم رهبری است که فرمودندهر کسی اهانت به شیعه یا سنی بکند نه شیعه است  و نه سنی.
آخرین دلیل که جالب است گفته هم نشد دلیل اولویت است که در اصول فقه خواندیم. عجیب است که ما در آیات شریفه وحدت ادیان را داریم و برخی وحدت بین ادیان خوانده اند اما در وحدت بین مسلمین را گیر میکنند قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم بیایید در آن محورهای مشترک باهم همکاری کنیم عجیب که ما با غیر مسلمانان باید وحدت داشته باشیم اما با خودمان از مسلمانان وحدت خیر، رحماء بینهم اشداء علی الکفار که دراین جا قصه به عکس میشود.
اما یک نکته ای که درنظرات مستمعین بودکه مربوط به واژه ایمان بود که فرموده بودند که ایمان مربوط به مومنین و شیعیان است این یک بحث ظریف در واژه شناسی است. باید 4 واژه کلیدی اسلام ایمان کفر وشرک را در قرآن بررسی کرد که این 4 واژه روابط بین ما و ادیان و مذاهب دیگر را تعیین میکند در قاموس قرآن هر کدام از این واژه ها چندین معنا دارد.من جلمه ایمان که از آن واژها ی دیگر روشن تر است که بنابر فرمایش علامه طباطبایی ایمان دارای درجات است. ایمان اعتقاد قلبی است به حقیقت وبه هر میزان که ایمان بیاورد درجاتش هم متفاوت میشود. لذا قرآن میفرماید یا ایهاالذین آمنوا آمنوا مخاطب مومن است اما دستور به ایمان آوردن به او میشود پس معلوم میشود دارای درجات است یا در آیات دیگر میفرماید و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا لذا پایین ترین درجه ایمان اعتقاد به مضمون شهادتین است. قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا ولما یدخل الایمان فی قلوبکم ایمان یعنی مضمون شهادتین. پس ایمان در قرآن کاربردهای متعدد دارد 4 معنا در احادیث ائمه برای ایمان آورده شده است عالترین درجه ایمان، ایمانیست که اعتقاد به امامت ائمه علیهم السلام همراهش باشد و این عالیترین درجه ایمان برای شیعه است واهل سنت فاقد این درجه ایمان است.این نکته دقیقی بود که در نظرات مستمعین سوال شده بود.
نسبت به آمار شیعیان هم گفته شد که لازم است تصحیحی انجام بگیرد آمار مسلمانان  حدود یک میلیارد و نیم است که حدود 500 میلیون نفر آن شیعه هستندالبته در هیچ جا آمار گیری دقیق نشده است.
آخرین عرضم نگرانی ها است که برخی از مخالفین وحدت داشتند و من تشکر میکنم از نگرانی های این عزیزان اما به نظر من این نگرانیها با اصل وحدت میخواند.
در این صحبتهای 3 برادر بزرگوار 6 نگرانی وجود داشت که به جاست اما راه کار دارد
یکی فرموده اند که ممکن است بحث از وحدت لغو باشد دوم اینکه خطرناک است سوم اینکه موجب وحشت شیعیان است چهارم این است که مسئله تبری ازدشمنان را چه کنیم پنجم اینکه مسئله توقع متقابل داریم ششم این است که وحدت محال است.
اولا تایید میکنم اکثر این نگرانیها به جاست واین نشست برای این برگزار شده که این حرفها زده شود.
راجب به مسئله لغو بودن دو مسئله به نظر میرسد یکی اینکه فائده ای مترتب هست یا نیست پاسخ این است که فوائد زیادی دارد اولین فائده وحدت این است که سنی و شیعه درایران پای انقلاب ایستادند و کمک کردند تا انقلاب پیروز شد نمونه اش را عرض کنم در کردستان 50 عالم سنی شهید داریم کسانی بودند که به خاطر دفاع از دیدگاه امام خمینی حاضر شدند جانشان را فدا کنند.دومین فائده مسئله بیداری اسلام است. اگر ما با اهل سنت وحدت نمیداشتیم آنها هیچ گاه ندای بیداری اسلامی رهبر ما را سر نمیدادند حاضر نمیشدند در کنفرانس وحدت شرکت کنند 700 نفر از متفکران که اکثرا اهل سنت بودند شرکت کردند آمدند زانو زدند پای صحبتهای رهبری. این بد است. این فائده نیست . این لغو است این را به همش بزنیم.اینها جزء برکات وحدت است.
برکات دیگر وحدت را مدتی که من در مصر بودم مشاهده کردم مرحوم شیخ محمود شلتوت رسمیت مذهب شیعه را اعلام کرد. کرسی فقه شیعی را در دانشگاه الازهر مصر راه اندازی شد برخی کتابهای ما را دانشگاه الازهر مصر چاپ کرد. ما برای ولادت امام حسین علیه السلام یک شب جشن میگیریم اماهر سال در راس الحسین 3 میلیون سنی برای تولد امام حسین علیه السلام جشن میگیرند (صلوات حضار) وهمین ها برای رئیس مذهب شافعی که در مصر مدفون است جشن نمیگیرند. حیف است ما این ها را نادیده بگیریم.
دوم اینکه فرمودند خطرناک است البته من نمیدانم خطر  وحدت چیست البته خطر دارد ولی نه آن خطری که دوستان اشاره کردند خطرش این است که قرضاوی که چند سال پیش میخواست جنگی را راه بیاندازد گفت ما از تقریب فائده ای نبردیم . خطرش این است که حرف باطل ذوب میشود. بله اگر تقریب باعث بشود انسان از مسائل مذهبی اش کوتاه بیاید این بد است. لازمه وحدت دست کشیدن از مسائل دینی نیست چه سنی چه شیعه.اما گفتن عقائد جا دارد هر زمانی نباید گفته شود. وحدت نمیگوید حرف نزن بلکه میگوید حکیمانه حرف بزن تند نگو تحریک نکن.شما ببینید مولف کتاب المراجعات چقدر زیبا بحث میکند همین نویسنده المراجعات دعوت میشود به کنفرانس در فلسطین (قبل از اشغال) که علمای شیعه و سنی شرکت داشتند و ایشان به عنوان عالم شیعی سخنرانی میکند او از عقائدش کوتاه نیامده کتاب المراجعات را نوشته اما در جمع علمای سنی هم سخنرانی میکند و آن قدر زیبا صحبت میکند که علمای اهل تسنن در روز اول به او میگویند جناب شرف الدین امامت حق شماست و امروز همه ما به شما اقتدا میکنیم و تا روز آخر به علامه اقتدا کردند
نگرانی بعدی مسئله تبری بود که چه کنیم. ما نسبت به اهل سنت تبری داریم یا نسبت به کسانی که به اهل بیت علیهم السلام ظلم کردندبین این دو فرق است اگر کسی به اهل بیت ظلم کند چه الان چه گذشته ما از او تبری میجوییم وما ظلم به اهل بیت را نمی پذیریم اما سنی الان که ناصبی نیست دشمن اهل بیت که نیست محل اهل بیت است این را با صراحت عرض میکنم که ریشه ناصبی ها را خدا کند و انداخت بیرون اهل سنت فعلی به نحوی محبت به اهل بیت دارند که درجاتی دارد سنی که به زیارت حضرت معصومه می آید و شفای فرزندش را از ایشان میگیرد این ناصبی است؟! پس این سنی که می آید اینجا و شفای فرزندش را میگیرد ما نمیتوانیم با تنفر از او بگوییم خدا لعنتت کند پس بین محب و دشمن اهل بیت علیهم السلام فرق بگذاریم.
امادر مورد وهابیت: یک عمده نقصی وهابیت دارند که سنی ها ندارند و آن اینکه وهابیت شیعه را مشرک میدانند و نتیجتا واجب القتل میدانند اما سوال این است که حالاکه ما را واجب القتل میدانند آیا به اهل بیت هم سب و توهین میکنند جواب این است که بعید است که علمای اهل سنت به جای فضائل توهین و ناسزا به اهل بیت بگویند صریحتر بگویم امسال دیداری داشتیم چندتن از علمای بزرگوار شیعه با مفتی بزرگ وهابیت آقای آل الشیخ که از همه تند تر است موضوعات مختلفی مطرح شد ما گفتیم شما معتقد هستید که ما مشرکیم عقائدتان را بگویید او گفت ماهم گفتیم اشتباه گفتند و به عرضتان رساندند و ما گفتیم شیعه یعنی این و این... یک مقدار ما توضیح دادیم بعد گفتیم شما بفرمایید دیدگاهتان نسبت به اهل البیت چیست؟ یک فکری کرد بعد گفت نحن نحب آل بیت النبی ما گفتیم شاید آل بیت النبی کسان دیگری باشند بعد گفت سیما الصاحین منهم کعلی بن ابیطالب والحسن بن علی والحسین بن علی و علی بن الحسین و محمد الباقر جعفر الصادق و....
خدا عنایتی کرده که ریشه ناصبی و ناسزاگو به اهل بیت را از زمین کنده است و خدا را شاکریم از این نعمت.
اما اینکه گفتند ما توقع داریم که آنها هم دم از وحدت بزنند، دوستان همانطور که در بین ما مخالفین وحدت هستند دربین آنها هم مخالفین وحدت هستند اما