بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2857
 بازدید امروز : 48
 کل بازدید : 1481130
شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٨
دکتر آقا نوری
بسم الله الرحمن الرحيم
و ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاتقون
مسئله وحدت اسلامي و تقريب مذاهب از جمله مسائلي است که همواره توجه مسلمانان را به خود جلب کرده است. توجه به اين امر مهم، به ويژه در دوران معاصر که جهان اسلام با مشکلات و چالش هاي مختلفي روبرو بوده و گاهي تحت تاثير عوامل بيروني دچار تنازعات خانمانسوزي نيز شده از اهميت بيشتري برخوردار است. با عطف توجه به اين مشکلات بيروني و دروني و درک مصلحت برتر است که ضروري مي نمايد که حتي اگر صاحب انديشه ضد تقريبي نيز هستيم و به مباني مذهبي آن اعتقادي نداديم، از طرح آن صرف نظر کرده و با تاکید بر وحدت سیاسی، اجتماعی مسلمانان به پايداري اساس اسلام و جامعه اسلامي کمک کنیم.
چرا که با اهتمام به اين وظيفه ديني و اجتماعي است که مي توان امت اسلامي را در قبال ديگران از جايگاه مناسب تري برخوردار سازيم و پشتوانه اي قوي براي عزت آن فراهم گردانيم. گو اينکه عالمان بزرگ شيعي و سني و انديش‌وران تقريبي در گذشته و حال تلاشهاي خردمندانه اي در راه تقريب و تقويت وحدت امت اسلامي انجام داده‌اند، اين بزرگان اقدامات علمي و عملي خود را در قالب فتاوي شجاعانه، مناظرات عالمانه، تشکيل کنفرانس هاي مختلف تقريبي و با ارائه صدها کتاب و مقاله به نمايش گذاشته، و البته که اقدامات شايسته آنان بي‌نتيجه نبوده به ايجاد هم دلي و هم زباني بيشتر مسلمانان کمک زيادي کرده است. با اين همه، و با توجه به حضور برخي از عناصر ضد تقريبي در فريقين و شکل گيري برخي از ديدگاههاي افراطي، رسيدن به بلنداي قله آرزوي اين مهم به آساني ميسر نيست. از اين رو نه نتها لازم است که تلاش خود را در اين راه و به طرق مختلف افزايش داده و ضروري تر اينکه اين تلاش را معطوف به تقویت و ترویج مباني مذهبي تقریب ساخته و وحدت اسلامی را برپايه عقل و نقل استوار سازيم. گفتارحاضر ارایه مختصری است از سيره و سخن امامان شيعه به عنوان برجسته ترين الگوهاي ديني در باب وحدت اسلامي است .
ترديدي نيست که فهم راه و رسم آن بزرگان، نه تنها براي شيعيان امامي که به حجيت سيره و سخن آنها معتقدند، مفيد خواهد بود بلکه مي تواند الگوي مناسبي براي ديگر مسلمانان نيز قرار بگيرد.
روشن سازي ديدگاه و سيره اهلبيت از اين جهت نيز اهميت بيشتري دارد که برخي خواسته يا ناخواسته تلاش مي کنند تا انديشه هاي تخريبي و نابخردانه خود را با تکيه بر چنين مبنايي استوار ساخته و با استناد به برخي از روايات و شواهد تاريخي، به عقلانيت و خردورزي مکتب اهل بيت و برجسته‌ترين ويژگي مکتب آن بزرگان خدشه وارد کنند و آن را تحت الشعاع سخنان و حرکات خود قرار دهند مصلحان مسلمان و صاحبان از عقايد و مذاهب مختلف وحدت اسلامي را با توجه به تلقي خود از اين موضوع تبيين کرده اند و از اين رو است که ما در ترسيم وحدت اسلامي با راهها و تصورات مختلفي روبرو هستيم..
به عنوان نمونه برخي راه رسيدن به وحدت اسلامی و تقريب مذهبی را اکتفا بر مشترکات اسلامي و حذف اختلافات و تمايزات مذهبي دانسته و عده اي ديگر از انديشه هضم و ادغام مذاهب و يا تخيير ميان آنها سخن به ميان آورده اند. برخي نيز تنها مسير رسيدن به آن را بازگشت به دوران سلف صالح و توجه به راه و رسم آنها دانسته و به طرح ايده اسلام بلا مذاهب پرداخته اند عده اي ديگر نيز دغدغه وحدت طلبي خود را با دعوت به مذهب خویش پاسخ گفته اند.
هر يک از صاحبان اين گفتارها به رغم دلسوزي براي جامعه اسلامي با تکيه بر مفروضات و مقبولات سياسي و مذهبي خود سخن گفته اند و مسلم است که پيروي از نظريه آنها نه تنها ممکن و پذيرفتني نيست، بلکه عاملي براي اختلافات جديدتر خواهد بود و نتيجه اي جز بي توجهي به ميراث علمي و فرهنگي مسلمانان در پي نخواهد داشت.
درست است که هر يک از فرق اسلامي و صاحبان انديشه هاي کلامي و فقهي به معتقدات و اجتهادات خود پايبند بوده و طبيعي است که مدافع آن نيز باشند. با اين حال دخالت عناصر ويژه و متمايز مذهبي و محور قرار دادن آن براي وحدت ره به جايي نمي برد و نبايستي در تعريف و يا تشويق به وحدت اسلامي مورد ملاحظه قرار گيرد.
بنابراين در بيان مراد از وحدت مطلوب بايستي بگوئيم وحدت اسلامي يعني اهتمام و رسيدن به نوعي يگانگي در منافع و اهداف کسانيکه به رغم اجتهادات مختلف برخوردار از خدايي واحد و پيام آور آن و کتابي به نام قرآن مجيد هستند و چشم انداز و هدف اصلي آنها سعادت دنيوي و اخروي و قرب الهي مي باشد.
به گونه اي روشن تر مي توان با ارائه راه کارهاي مناسب، علمي تر، که ريشه در راه و رسم اهلبيت نيز داشته و بر مبناي ديني نيز استوار است مدعای صاحب این گفتار این است که ويژگي هاي وحدت مطلوب و ماندگار اسلامي نزد اهل بیت برمحورهای زیر استوار بوده است:
اولا دغدغه وحدت طلبي آن بزرگان در عرصه هاي سياسي، اجتماعي، و فکري و حقوقي از همه بيشتر بود و آنان حتي در تقويت اين وحدت از برخي ملاحظات خود چشم پوشي بر حفظ هويت، و استواري امت کيان اسلامي و پرهیز دادن از تعصبات و دوری های بی پایه و موهوم قرار داده بودند. وحدت مطلوب و حقيقي مسلمانان نزدان بزرگان بر پايه مبانی و اصول ديني استوار و آن را به عنوان مطلوب في نفسه و وظيفه ديني بود. طرح وحدت مصلحت انديشانه و زود گذر و تاکيد بر ضرورت زماني و يا وجود خطرهاي بالفعل و بالقوه (وحدت تاکتیکی و یا سیاسی) براي وحدت طلبي، چيزي جز آتش زير خاکستر نخواهد بود. اينکه مثلاً گروهي را مشرک، مرتد، کافر جهنمي، و انجس من کلاب بدانيم، اما به خاطر حفظ مصلحت زماني با آنها مماشات کنيم، نه تنها مورد پذيرش طرف مقابل نخواهد بود و مسلماً ره به جايي نخواهد برد، بلکه با توجه به وجود عنصر نفاق در چنين روشي بر کينه ها و عقده هاي رقيب نيز مي افزايد. مهمترين لازمه تقريب و وحدت ماندگار و محکم اين است که پیروان هر يک از مذاهب اسلامي صاحبان ديگر گروههاي فکري را، به رغم اختلاف در مراتب، به عنوان مسلمان و اهل ايمان و نجات به رسميت بشناسند و ايمان را در انحصار خويش ندانند و به دیگر سخن پذيرش مفروضات و مقبولات فکري خويش را مرز بين کفر و ايمان ندانند. در اين صورت است که مي توان با ديگران به تعامل فکري و امر به معروف و نهي از منکر بپردازند. به هر صورت به اين نکته بايستي توجه شود که مقومات و تمايزات مذهبي و فرقه اي فرق اسلامي همواره با مقومات و متمايزات اصل دين و شريعت اسلام يکسان نبوده و نيست. ازاینرو امامان شيعه در مجموع رقباي فکري و مخالفان و نامعتقدان به امامت خود را از دايره مسلماني خارج ندانسته و به آنان نگاه تحقير آميز نداشتند
دوم اينکه: امامان شيعه به ويژه امام علي (ع) نيز با استمرار دعوت پيامبر اسلام همواره به ضرورت اين وظيفه مهم مي انديشيدند و سيره و سخن خود را بر مبناي وحدت سياسي و اجتماعي و جلوگيري از تنازعات بي حاصل فکري مسلمانان قرار داده بودند. تا جايي که که آن بزرگان به خاطر مصلحت برتر از برخي و حفظ جماعت اسلامي ملاحظات شخصي و ديدگاههاي مذهبي و ... اغماض مي کردند. و حتي از هم کاري با رقباي سرسخت سياسي پرهيزي نداشتند.
سوم اينکه: آن بزرگان علاوه بر دعوت بر وحدت و الفت اجتماعي و گذشت و سعه صدر عام مشترک وحدت اسلامی اختلافات فکري و سلايق مختلف، و مخالفان مذهبی خود را به رسمیت می شناختند و با بيان مباني و محورهاي اصول و چهارچوب آن را نيز مشخص مي کردند چهارم اينکه، آن بزرگان در ارائه راه کارهاي علمي و عملي بيان شيوه هاي بدست آوردن وحدت و الفت اجتماعي و تقریب مذهبی نيز چيزي را فروگذار نکردند و تقويت بنيان هاي اخلاقي و اخوت اسلامي و همبستگي اجتماعي را اساس سير، خود قرار داده بودند
.