بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1849
 بازدید امروز : 114
 کل بازدید : 1483462
دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨
٢٣.رابطه با آمریکا 3

رابطه با آمریکا 3

نظام جمهوری اسلامی تسلیم شدنی نیست
دشمنان چون در حال انفعالند، حركات غير منطقى ميكنند ... دولتمردان آمريكا مردم غيرمنطقى‌اى هستند؛ حرفشان غيرمنطقى است، عملشان غيرمنطقى است، زورگويانه است؛ توقع دارند ديگران در مقابل كار غيرمنطقى آنها و زورگوئى آنها تسليم شوند؛ خب، بعضى هم تسليم ميشوند؛ بعضى از دولتها، بعضى از نخبگان سياسى در برخى از كشورها در مقابل پرروئى و زورگوئى آنها تسليم ميشوند؛ اما ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى تسليم‌شدنى نيست. نظام جمهورى اسلامى حرف دارد، منطق دارد، توانائى دارد، اقتدار دارد؛ لذا در مقابل حرف غير منطقى و كار غير منطقى تسليم نميشود. آنها چطور غيرمنطقى‌اند؟ نشانه‌ى غير منطقى بودن آنها، همين تناقضهائى است كه بين حرفهاى آنها و بين كارهاى آنها هست؛ حرف يك جور ميزنند، كار جور ديگرى انجام ميدهند.
کار آدم ساده لوح با کار آدم مغرض در ماهیت خود تفاوتی پیدا نمیکند
يك عده‌اى هم از روى ساده‌لوحى بعضاً، بعضى هم از روى غرض - نميشود انسان قضاوت قطعى نسبت به اشخاص بكند، اما كار آدم ساده‌لوح، با كار آدم مغرض، در ماهيت خود تفاوتى پيدا نميكند - خوشحال ميشوند كه بله، بياييد؛ نه، اينجور نيست، مذاكره مشكلى را حل نميكند؛ مذاكره‌ى با آمريكا مشكلى را حل نميكند؛ كجا اينها به وعده‌هاى خودشان عمل كردند؟ شصت سال است كه از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى كه با آمريكايى‌ها مسئولين اين كشور اعتماد كردند، ضربه خوردند. يك روزى مصدق به آمريكايى‌ها اعتماد كرد، به آنها تكيه كرد، آنها را دوست خود فرض كرد، ماجراى 28 مرداد پيش آمد كه محل كودتا در اختيار آمريكايى‌ها قرار گرفت و عامل كودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت كرد بين اراذل و اوباش كه كودتا را راه بيندازد؛ آمريكايى بود. تدبير كار را خودشان هم اعتراف كردند، اقرار كردند. بعد هم حكومت ظالمانه‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر اين كشور مسلط كردند، ساواك تشكيل دادند، مبارزان را به زنجير كشيدند، شكنجه كردند؛ اين مال آن دوره است. بعد از انقلاب هم در برهه‌اى مسئولين كشور روى خوش‌بينى‌هاى خود به اينها اعتماد كردند، از آن طرف، سياست دولت آمريكا، ايران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شماييد؛ شما هستيد كه در دنيا داريد شرارت ميكنيد، جنگ راه مى‌اندازيد، ملتها را ميچاپيد، از رژيم صهيونيستى حمايت ميكنيد


به نظر شما در زمان کدام دوره سیاسی در ایران ، آمریکا ما را محور شرارت نامید؟
ما حسن نیتی مشاهده نمی کنیم...از فتنه ی داخلی حمایت کردند
ميخواهند به دنيا اعلام كنند كه ما حُسن نيت داريم. نه، ما حُسن نيتى مشاهده نميكنيم. من چهار سال قبل - در اول اين دولت كنونى امريكا - كه باز همين حرفها را ميزدند، اعلام كردم، گفتم كه ما پيشداورى نميكنيم، قضاوت زودهنگام نميكنيم؛ ما نگاه ميكنيم ببينيم عمل اينها چگونه است، آن وقت قضاوت خواهيم كرد. حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ايران چه باشد؟ از فتنه‌ى داخلى حمايت كردند، به فتنه‌گران كمك كردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروريسم به كشورى مثل افغانستان لشگركشى كردند، اين همه انسان را پامال كردند، نابود كردند؛ با همان تروريستها امروز دارند در سوريه همكارى ميكنند، پشتيبانى ميكنند؛ همان تروريستها را در هرجايى كه توانستند در ايران به كار بگيرند، به كار گرفتند، عوامل آنها، همپيمانهاى آنها، جاسوسان رژيم صهيونيستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور كردند صريح، اينها حاضر نشدند حتى محكوم كنند، حمايت هم كردند؛ اين عملكرد آنهاست؛ عليه ملت ايران تحريمهايى را كه خودشان ميخواستند اين تحريمها فلج كننده باشد، به كار گرفتند و اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را ميخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران را ميخواستيد فلج كنيد؟


به نظر شما میان آمریکایی که از فتنه ی داخلی حمایت کرده با دنبال کنندگان موضوع مذاکره با آمریکا چه رابطه ای وجود دارد؟
من دیپلمات نیستم ، من انقلابی ام!
مذاكره به صورت يك تاكتيك، مذاكره براى مذاكره، مذاكره براى فروختن ژست ابرقدرتى بيشتر به دنيا، اين مذاكره يك حركت حيله‌گرانه است؛ اين حركت واقعى نيست. من ديپلمات نيستم، من انقلابى‌ام، حرف را صريح و صادقانه ميگويم. ديپلمات يك كلمه‌اى را ميگويد، معناى ديگرى را اراده ميكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را ميزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را ميزنيم. مذاكره آن وقتى معنا پيدا ميكند كه طرف، حُسن نيت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نيت نشان نميدهد، خودتان ميگوييد فشار و مذاكره؛ اين دوتا با هم سازگار نيست.


به نظر شما سایر مسؤولین نظام به چه میزان از روحیه انقلابی برخوردارند؟
میخواهند بگویند ایران هم مجبور شد بنشیند پای میز مذاکره
غرض آنها حل مشكلات و مسائل نيست ،غرضشان يك كار تبليغاتى است براى اينكه به ملتهاى مسلمان نشان دهند كه ببينيد اين نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ايستادگى، اما عاقبت مجبور شد بيايد باب مصالحه و گفتگو را با ما باز كند. وقتى ملت ايران اينجور است، شماها چه ميگوئيد ديگر؟ اين را براى خاموش كردن و نااميد كردن ملتهاى سربرافراشته‌ى مسلمان كه امروز در بسيارى از كشورهاى اسلامىِ اينها نسيم بيدارى وزيده است و به خاطر اسلام احساس عزت ميكنند، لازم دارند. از اول انقلاب، اين يكى از هدفها بود. از سالهاى اول انقلاب، يكى از هدفهاى آنها همين بود كه ايران را پاى ميز مصالحه و بده‌بستان بكشانند؛ بگويند بالاخره ديديد ايران هم كه ادعا ميكرد مستقل است، ايستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بيايد بنشيند پاى ميز مذاكره؟ امروز هم همين هدف را دنبال ميكنند. اين، مطلب مهمى است.


به نظر شما از سال های اول انقلاب چه کسانی دعوت به مذاکره و مصالحه با آمریکا را دنبال می کنند؟
چند وقت است سر و صدا و هیاهو دارند که ...
مذاكره در عرف آمريكائى‌ها و قدرتهاى سلطه‌گر به معناى اين است كه بيائيد بنشينيم گفتگو كنيم تا شما حرف ما را قبول كنيد - هدف مذاكره اين است - بيائيد بنشينيم حرف بزنيم تا بالاخره نتيجه‌ى اين حرف زدن و گفتگو كردن اين باشد كه مطلبى را كه شما قبول نميكرديد، حالا قبول كنيد. همين حالا در تبليغاتى كه آمريكائى‌ها در مورد مذاكرات راه انداخته‌اند - كه چند وقت است لابد ميشنويد - و سر و صدا و هياهو دارند كه بله، با ايران مذاكره‌ى مستقيم كنيم، چه كنيم، در همين حرفهاى امروزشان هم اين معنا كاملاً خودش را نشان ميدهد: بيائيم بنشينيم تا ايران را قانع كنيم كه از غنى‌سازى دست بردارد؛ از انرژى هسته‌اى دست بردارد. هدف اين است. نميگويند بيائيم بنشينيم مذاكره كنيم تا ايران ادله‌ى خودش را بيان كند، ما از فشار روى مسئله‌ى هسته‌اى دست برداريم، از تحريم دست برداريم، از دخالتهاى امنيتى و سياسى و غيره دست برداريم؛ ميگويند بيائيد مذاكره كنيم تا ايران حرف ما را قبول كند!


به نظر شما اگر نتیجه مذاکره با آمریکا قبول کردن حرف آن هاست چرا عده ای در داخل کشور اصرار بر مذاکره دارند؟
من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة
معلوم است كه ايران از حقوق خودش دست‌بردار نيست. هر جائى كه در اثناى مذاكره ببينند طرف مقابل يك حرف منطقى‌اى ميزند و آنها كم مى‌آورند، در مقابل ايران همان جا مذاكره را قطع ميكنند؛ ميگويند ايران حاضر نيست حرف بزند! شبكه‌هاى خبرى و سياسى هم دست آنهاست؛ تبليغات ميكنند. اين را ما تجربه كرديم. در اين ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد كه آمريكائى‌ها سر يك موضوع مشخصى به مسئولين ما پيغام دادند، اصرار كردند كه يك امر خيلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بيايد بنشينيم يك صحبتى بكنيم. خب، مأمورين دولتى - معمولاً يك نفر، دو نفر - رفتند يك جائى نشستند صحبت كردند؛ بمجرد اينكه حرف منطقى اينها بيان شد و آنها جوابى نداشتند، يكجانبه مذاكره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ى تبليغاتى‌شان را هم كردند. اين، تجربه‌ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة».
غلط فهمیدند، غلط کردند
تحريمها با مذاكره برداشته نخواهد شد؛ اين را من به شما عرض بكنم. هدف تحريمها چيز ديگرى است. هدف تحريمها خسته كردن ملت ايران است، جدا كردن ملت ايران از نظام اسلامى است. مذاكره هم كه انجام بگيرد، اگر ملت ايران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، اين تحريمها وجود خواهد داشت. ملت ايران در مقابل اين فكر غلط دشمن چه كار ميكند؟ يك ملاحظه‌اى در ذهن طرفهاى مقابل ما هست كه اين ملاحظه را باز كنيم، تحليل كنيم. آنها ميگويند تكيه‌ى نظام جمهورى اسلامى به اين مردم است؛ اگر توانستيم اين مردم را از نظام جمهورى اسلامى جدا كنيم، قدرت مقاومت از نظام جمهورى اسلامى گرفته خواهد شد. اين فكرِ طرف مقابل ماست. خب، اين فكر دو قسمت دارد؛ يك قسمتش را درست فهميدند، يك قسمتش را غلط فهميدند، غلط كردند. آن قسمتى كه درست فهميدند، اين است كه بله، تكيه‌ى جمهورى اسلامى به اين مردم است؛ پشتوانه‌ى نظام اسلامى، هيچ كس جز انبوه توده‌هاى عظيم ملت ايران نيست؛ حصار اين كشور و اين نظام، همين مردمند. آنچه كه غلط فهميدند، اين است كه خيال كردند با فشار تحريم، با زورگوئى در زمينه‌ى مسائل بين‌المللى و بازرگانى و توليد و غيره، خواهند توانست ملت ايران را به زانو در بياورند و عاجز كنند. اگر فكر ميكنند خواهند توانست اين پشتوانه را از جمهورى اسلامى بگيرند، اينجا را اشتباه كرده‌اند.


به نظر شما اگر واقعا ملت ایران پشتوان نظام نمی بود آمریکا در بر اندازی جمهوری اسلامی لحظه ای درنگ می کرد؟
این هم تجربه ی سی ساله ی ماست
تحريم، فشار است، آزار است - شكى نيست - اما در مقابله‌ى با اين فشار و آزار، دو راه وجود دارد: ملتهاى ضعيف وقتى كه دشمن فشار آورد، ميروند در مقابل دشمن تسليم ميشوند، خشوع ميكنند، توبه ميكنند. اما ملت شجاعى مثل ايران بمجرد اينكه ديد دشمن دارد فشار مى‌آورد، سعى ميكند نيروهاى درونى خود را فعال كند، با قدرت و شجاعت از منطقه‌ى خطر عبور كند؛ و همين كار را خواهد كرد. اين هم تجربه‌ى سى ساله‌ى ماست...ملت ايران كجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمريكا، ملت ما از لحاظ پيشرفت علمى، پيشرفت اقتصادى، پيشرفت فرهنگى، آبروى بين‌المللى، نفوذ و اقتدار سياسى، به جائى رسيده است كه در دوران رژيمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نميديدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه كرديم، ما امتحان كرديم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمريكا ايستاده‌ايم، اينجائيم؛ ملتهائى هم هستند كه سى سال تسليم آمريكا شدند و مراحل متعددى عقبند. ما بدى نديديم از ايستادگى، از مقاومت.


به نظر شما کسانی که دائما دم از مذاکره و صلح با آمریکا می زنند صلاحیت بعهده گرفتن مسوؤلیت ملتی مقاوم را دارند؟
گرانی هست،مشکلات اقتصادی هست، اما...
مقاومت، نيروى درونى يك ملت را احياء ميكند و به فعليت ميرساند. همين تحريمهائى كه ميكنند، به كمك ملت ايران خواهد آمد و ملت ايران را به اذن اللّه و به حول و قوه‌ى الهى به رشد و شكوفائى خواهد رساند. ..نميشود گفت مردم از گرانى و مشكلات شكايتى ندارند؛ چرا، گرانى هست، مشكلات اقتصادى هست، مردم هم آن را لمس ميكنند - مخصوصاً طبقات ضعيف - اما اين موجب نشد كه مردم بين خودشان و نظام اسلامى فاصله بيندازند. مردم ميدانند كه آن دست قدرتمندى كه بتواند اين مشكلات را حل كند، نظام اسلامى است؛ آن اسلام عزيز و اسلام مقتدر و مسئولانى است كه به اسلام پايبندند؛ اينها ميتوانند مشكلات را برطرف كنند. تسليم شدن در مقابل دشمنان، مشكلى را برطرف نميكند


به نظر شما مسؤلانی که دنبال باز کردن باب مذاکره با آمریکا هستند می توانند مشکلات مردم را بر طرف کنند؟
ملت گریبان این ها را خواهد گرفت!
امروز اگر كسانى بخواهند سلطه‌ى آمريكا را مجدداً در اين كشور بر قرار كنند، بخواهند از منافع ملى، از پيشرفت علمى، از حركت مستقل صرف‌نظر كنند براى خاطر رضايت آمريكا، ملت گريبان اينها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف اين حركت عمومى و خواست عمومى حركت كنم، ملت اعتراض خواهد كرد؛ معلوم است. همه‌ى مسئولين موظفند منافع ملى را رعايت كنند؛ استقلال ملى را رعايت كنند؛ آبروى ملت ايران را حفظ كنند


به نظر شما مخاطب بیانات معظم له در این چند سطر چه کسانی هستند؟
راه تعامل این چیزی است که گفتیم و لا غیر؛
نكته‌ى آخر: ما بعكس آنها، منطقى هستيم. مسئولين ما منطقى‌اند، ملت ما منطقى‌اند. حرف منطقى و كار منطقى را ما قبول داريم. آمريكائى‌ها نشان بدهند كه زور نميگويند، نشان بدهند كه شرارت نميكنند، نشان بدهند كه در حرف و عملشان غير منطقى حرف نميزنند و عمل نميكنند، نشان بدهند كه به حقوق ملت ايران احترام ميگذارند، نشان بدهند كه در منطقه آتش‌افروزى نميكنند، نشان بدهند كه در مسائل ملت ايران دخالت نميكنند؛ آنچنان كه در فتنه‌ى ۸۸ دخالت كردند، از فتنه‌گران پشتيبانى كردند، شبكه‌هاى اجتماعى را در خدمت فتنه‌گران قرار دادند - يك شبكه‌ى اجتماعى آن روزها ميخواست براى تعميرات تعطيل كند، گفتند تعطيل نكن؛ براى اينكه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! - اين كارها را نكنند، خواهند ديد جمهورى اسلامى يك نظام خيرخواه است؛ مردم، مردم منطقى‌اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط اين چيزى است كه گفتيم و لاغير؛
به نظر شما علت یاد آوری مکرر فتنه 88 به عناوین مختلف در فرمایشات رهبر معظم انقلاب چیست؟