بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1637
 بازدید امروز : 58
 کل بازدید : 1477167
پنج شنبه ٣١ مرداد ١٣٩٨
٣٤.کشور صد و پنجاه میلیونی

 

کشور صد و پنجاه میلیونی

 

کشور ما کشور صد و پنجاه میلیونی است ...حالا ما دست کم را گرفتیم!!

بنده همچنان معتقدم، كشور ما كشور هفتاد و پنج ميليونى نيست؛ كشور ما كشور صد و پنجاه ميليونى [است‌]؛ حالا ما دستِ‌كم را گرفتيم گفتيم صد و پنجاه ميليون؛ بيشتر هم مي­شود گفت. قطعاً اين كشور با اين سطح وسيع، با اين تنوّع آب‌وهوايى، با اين امكانات فراوان زيرزمينى، با اين استعداد بالقوّه‌ى علمى كه در اين كشور وجود دارد، مي­تواند يك كشور پرجمعيّتى باشد و ان‌شاءالله خودش هم اين جمعيّت را اداره كند؛[1]

 

جوان ها باید تولید مثل را زیاد کنند ، این محدود کردن فرزندان خطاست.

يكى از خطاهائى كه خود ما كرديم - بنده خودم هم در اين خطا سهيمم - اين مسئله‌ى تحديد نسل از اواسط دهه‌ى 70 به اين طرف بايد متوقف مي­شد. البته اوّلا كه سياست تحديد نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، ليكن از اواسط دهه‌ى 70 بايد متوقف مي­شد. اين را متوقف نكرديم؛ اين اشتباه بود. عرض كردم؛ مسئولين كشور در اين اشتباه سهيمند، خود بنده‌ى حقير هم در اين اشتباه سهيمم. اين را خداى متعال و تاريخ بايد بر ما ببخشد. نسل جوان را بايد حفظ كرد. با اين روند كنونى اگر ما پيش برويم - من چندى پيش هم در ماه رمضان در سخنرانى گفتم - كشور پير خواهد شد. خانواده‌ها، جوانها بايد توليد مثل را زياد كنند؛ نسل را افزايش دهند. اين محدود كردن فرزندان در خانه‌ها، به اين شكلى كه امروز هست، خطاست.[2]

به نظر شما مراد رهبر معظّم انقلاب از مسؤلین کشور چه کسانی هستند؟ چرا آن­ها عذر خواهی نمی­کنند؟

 

بایستی سنجیده اظهار نظر کرد...

 كار كارشناسى، مطالعه‌ى درست، ملاحظه‌ى جوانب و آثار و تبعات يك اقدام، و حتّى گاهى ملاحظه‌ى تبعات يك اظهارنظر. گاهى يك اظهارنظر از سوى يك مسئولِ داراى جايگاه و به اصطلاح داراى تريبون، داراى منبر، يك تأثيرات سوئى مي­گذارد كه اين تأثيرات را اگر انسان بخواهد برطرف كند، مبالغى بايستى كار كند؛ همان قضيّه‌ى سنگِ توى چاه است؛ واقعاً مشكلات ايجاد مي­كند. بايستى سنجيده اظهارنظر كرد؛ اين‌جور نباشد كه ما حالا يك مديرى هستيم، يك مسئولى هستيم، درباره‌ى يك مسئله‌اى يك مطلبى به ذهنمان مي­رسد، كارشناسى نشده، بررسى نشده، جوانبْ ديده نشده، اين را نبايد پرتاب كرد در فضاى افكار عمومى؛ گاهى اوقات جمع كردنش كار سخت و مشكلى است. اين خردگرايى و حكمت در مديريّت­ها و در كارها است.[3]

به نظرشما فراگیر کردن تصمیم عقیم سازی مردان و زنان در کشور در دهه هفتاد و شعار"فرزند کمتر زندگی بهتر" سنجیده بود؟

 

باید برویم به سمت افزایش جمعیت

مسئله‌ى جمعيّت كه به جدّ هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئله‌ى بسيار مهمّى است. بلاشك از نظر سياست كلّى كشور، كشور بايد برود به سمت افزايش جمعيّت؛ البتّه به‌نحو معقول و معتدل. همه‌ى اشكالات و ايرادهايى كه وارد مي­شود - كه بعضى از اشكالاتى را هم كه مطرح مي­كنند ما ديده‌ايم - قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است. آنچه مهم است اين است كه كشور ما با ظرفيّت طبيعى و با ويژگى جغرافياى سياسى خود احتياج دارد به يك جمعيّت بيشتر؛

 

پیری علاج درستی غیر از زاد و ولد ندارد ...

آن‌طورى كه اهل علم و اهل تحقيق بررسى كرده‌اند و جوانب قضيّه را ملاحظه كرده‌اند و آمارها را مورد مداقّه قرار داده‌اند، ما اگر چنانچه با اين شيوه‌اى كه امروز داريم حركت مي­كنيم پيش برويم، در آينده‌ى نه‌چندان دور، يك كشور پيرى خواهيم بود كه علاج اين بيمارى پيرى هم درحقيقت در دسترس نيست؛ حالا نه [اينكه‌] در دسترس ما نيست، [بلكه‌] در دسترس هيچ كس نيست؛ يعنى امروز كشورهايى كه در دنيا دچار پيرى شده‌اند و قدرت «زاد و ولد» خودشان را از دست داده‌اند، به دشوارى مي­شود گفت كه راه علاجى براى حلّ اين مشكل دارند. ما هم طبعاً با همين مشكل مواجه خواهيم شد؛ و نبايد بگذاريم به اينجا برسد.

 

با سلام و صلوات کار تمام نمی شود ... متاسفانه فرهنگ سازی تعطیل است!

ما نمي­خواهيم اين قضيّه را با شعار و با «صلوات بفرستيد تمام بشود» و مانند اينها پيش ببريم؛ مي­خواهيم مسئله به شكل عميق وعلمى حل بشود؛گره‌هاى ذهنى‌اى كه وجود دارد باز بشود،حقيقت قضيّه روشن بشود و به اعتقاد من ما مي­توانيم اين كار را بكنيم؛ يعنى متفكّرين ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئله‌ى جمعيّت - در هر بخشى از بخشها- مي­توانند در اين زمينه منطق صحيح و قابل قبولى را ارائه كنند...فرهنگ‌سازى دراين مسئله مثل خيلى از مسائل ديگر اجتماعى،حرف اوّل را مي­زند؛بايد فرهنگ‌سازى بشود كه متأسّفانه امروز اين فرهنگ‌سازى نيست،تعطيل است؛ بااينكه حالا گفته‌شده، ما هم گفته‌ايم.

به نظر شما آیا صدا و سیما ،سینما،روزنامه ها ، مجلات و صاحبان تریبون در این زمینه به وظائف خود عمل    کرده اند؟

 

نباید تصور داشته باشیم یک نفری حتماً خانه ملکی داشته باشد،بعد ازدواج بکند؛

چه چيزهايى است كه موجب مي­شود جامعه‌ى ما دچار ميل به كم‌فرزندى بشود. اين ميل به كم بودن فرزند، يك عارضه است؛ والّا انسان به‌طور طبيعى فرزند را دوست مي­دارد. چرا ترجيح مي­دهند افرادى كه فقط يك فرزند داشته باشند؟ چرا ترجيح مي­دهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن به‌شكلى، مرد به‌شكلى پرهيز مي­كنند از فرزنددارى؟ اينها را بايستى نگاه كرد و ديد عواملش چيست؛ اين عوامل را پيدا كنيد، براى علاج اين عوامل بيمارى‌زا - كه به اعتقاد بنده اينها عوامل بيمارى‌زا است - متخصّصين و صاحبان انديشه را بخواهيد فكر كنند. فرض كنيد مثلاً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ خب بلاشك يكى از چيزهايى كه بارورى را محدود مي­كند، بالا رفتن سنّ ازدواج است؛ خب، اين يكى از كارهايى است كه بايد در كشور فكر بشود. چرا سنّ ازدواج در كشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتياج ندارد به اطفاء نياز جنسى و غريزه‌ى جنسى؟ ما بايد به اين فكر كنيم. خب، از آن‌طرف مي­گويند كه اينها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببينيم چگونه مي­شود كارى كرد كه همه‌ى اين­ها با هم جمع بشود. ما نبايد تصوّر بكنيم كه حتماً بايستى يك نفرى يك خانه‌ى مِلكى داشته باشد، يك شغل درآمددارى داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه، اِنَ يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛ اين قرآن است [كه‌] با ما دارد اين‌جور حرف مي­زند. [4]

به نظر شما آیا سایر مسؤلین کشورمان مانند رهبر معظم انقلاب به این نصیحت قرآنی اعتقادی دارند؟

 

ازدواج را سخت کردند... مهریه های سنگین،تشریفات زائد و مجالس متعدّد،آدم دلش می گیرد!

ازدواج يك جنبه‌ى قدسى دارد؛ اين جنبه‌ى قدسى را نبايد از آن گرفت. گرفتن جنبه‌ى قدسى به همين كارهاى زشتى است كه متأسفانه در جامعه‌ى ما رائج شده. اين مهريه‌هاى سنگين به خيال اينكه مي­تواند پشتوانه‌ى حفظ خانواده و حفظ زوجيت باشد، تعيين مي­شود؛ در حالى كه اينجور نيست. حداكثر اين است كه شوهر از دادن امتناع مي­كند، مي­برندش زندان؛ يك سال، دو سال زندان مي­ماند. در اين اقدام، به زن چيزى نمي­رسد؛ او بهره‌اى نمي­برد، جز اينكه كانون خانواده‌اش هم متلاشى مي­شود. اينكه در اسلام از حضرت امام حسين (عليه‌السّلام) نقل شده كه فرمود ما دخترانمان و خواهرانمان و همسرانمان را جز با مهرالسّنه عقد نكرديم، به خاطر اين است؛ والّا مي­توانستند. اگر امام حسين مي­خواست مثلاً با هزار دينار هم عقد بكند، مي­توانست؛ لازم نبود مثلاً با پانصد درهم - دوازده و نيم اوقيه - مقيد به اين كار بشود. آن­ها مي­توانستند، اما كمش كردند. اين كم كردن، با يك محاسبه است؛ اين خيلى خوب است. يا همين تشريفات زائد ازدواج – خرج­هاى زياد، مجالس متعدد - كه واقعاً انسان دلش مي­گيرد وقتى مي­شنود. اين­ها از آن مواردى است كه گفتمان‌سازى    مي­خواهد. خانم­هاى مؤثر، آقايان مؤثر، اساتيد دانشگاه، روحانيون، بخصوص صدا و سيما و رسانه‌ها بايد در اين زمينه‌ها كار كنند؛ اين را از اين حالت بيرون بياورند.

 

لزوم ارزش گزاری  برای مادری و تربیت فرزند

در خانواده هى گفته مي­شود نقش زن. دليلش هم واضح است؛ چون زن در خانواده عنصر محورى است. اما اينجور نيست كه مرد در خانواده وظيفه و مسئوليت و نقشى نداشته باشد. مردهاى بى‌خيال، مردهاى بى‌عاطفه، مردهاى عياش، مردهاى قدرنشناس زحمات زن خانه، اين­ها به محيط خانه لطمه ميزنند. مرد بايد قدردان باشد. جامعه بايد قدردان باشد. حتماً بايستى بر روى كار زن­هاى خانه‌دار ارزشگذارى ويژه بشود. بعضى مي­توانستند بروند كار بگيرند، بعضى مي­توانستند تحصيلات عاليه بكنند، بعضى تحصيلات عاليه هم داشتند - من ديدم زنانى را از اين قبيل - گفتند ما مي­خواهيم اين بچه را بزرگ كنيم، خوب تربيت كنيم، نرفتيم كار بگيريم. زن نرفته كار بگيرد، آن كار هم زمين نمانده؛ آن ده نفر ديگر رفتند آن كار را گرفتند. بايد از اينجور زنى قدردانى شود. [5]

به نظر شما چرا بسیاری از زنان، کار بیرون خانه را به تربیت فرزند در خانه ترجیح می دهند؟

 



[1] . بيانات در ديدار اعضاى همايش ملى «تغييرات جمعيتى و نقش آن در تحولات مختلف جامعه»

[2] . بيانات در اجتماع مردم بجنورد

[3] . بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت

[4] . بيانات در ديدار اعضاى همايش ملى «تغييرات جمعيتى و نقش آن در تحولات مختلف جامعه»

[5] . بيانات در سومين نشست انديشه‌هاى راهبردى‌