بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1378
 بازدید امروز : 295
 کل بازدید : 1437764
شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
محمد حسین نواب

بسم الله الرحمن الرحیم

حوزه و هنر

متن سخنرانی دکتر محمدحسین نواب


 
رزومه
مدرس مبانی فلسفه هنر در موسسه امام خمینی (ره)
مدرس تاریخ هنر غرب در دانشگاه ادیان و مذاهب
سردبیر ماهنامه همشاگردی آموزش و پرورش
مدیر و مسئول روزنامه الکترونیکی سحر
دبیر شورای تحریریه ماهنامه دبیرستانی ها
مدیر مدرسه اسلامی هنر
عضو کمیسیون فرهنگی شورای انقلاب فرهنگی
عضو هیئت مدیره خانه هنر تهران
تالیف کتاب نسبت تجربه دینی و تجربه زیبایی شناختی
تالیف کتاب هنرو تربیت اخلاقی
ارائه مقالات مختلف از جمله شعر و تصوف، فلسفه هنر یا زیبایی شناسی در سنت اسلامی، هنر مبعد یا مقرب،و...
مقاله ارائه شده در کرسی 5 با موضوع حوزه و هنر
از ایجاد این کرسی آزاد اندیشی تشکر می کنم . در ابتدا به وظایف حوزه و هنر اشاره می کنم و بعد چند سوالی که درباره وظایف به ذهنم می رسد و در انتها هم یک پیشنهادی دارم . دو وظیفه درباب هنر به ذهنم رسیده یک وظیفه ذاتی حوزه در مقابل هنر دارد و آن اینکه وظیفه تبلیغ تشیع ، وظیفه ذاتی هنر است و چه زبانی رساتر از زبان هنر و اگر دنبال تبلیغ تشیع باشیم می توانیم از این زبان قدرتمند بهره ببریم و همانطور که دیگران از این زمینه استفاده کرده اند و دین و آیین خودشان را تبلیغ کردند ما که معتقد به دین حقه هستیم خیلی راحت تر باید با این زبان ارتباط برقرار کنیم و به کمک زبان هنر دین اسلام را تبلیغ کنیم یک مثال می زنم 250 سال پیش می کلانژ یک هنرمند معروف که از برجسته ترین نقاشان غرب است در آثار خودش به یک نامه ای اشاره می کند ، در این نامه پاپ به می کلانژ می نویسد می خواهم شما مشاور هنری من باشید و من می خواهم مسیحیت را به کمک تو با هنر منتقل کنم در آن نامه دو درخواست از میکلانژ داشته اول اینکه تو برو و کتاب مقدس را بخوان که نشاید که مطلبی که مطلبی بر خلاف محتویات کتاب مقدس بر دیوار کلیسا نقش ببندد و دوم اینکه بهترین هنرمند را در خدمت انتقال مفاهیم دینی بگیرید .
درشرق نیز همین سریال هایی که در تلویزیون ما خیلی راحت و صریح پخش می شود مثل جومونگ ، اینها سریال دینی محسوب می شود و به شدت هم مضر است و منتقل کننده آیین دینی شرقی است ولی تلویزیون ما توجه نمی کند و پخش می کند . من وظیفه اول و ذاتی حوزه را تبلیغ دین می دانم ودر این وظیفه حوزه می تواند براحتی از زبان هنر استفاده کند و وظیفه دوم که 35 سال است بر عهده حوزه آمده اینکه حوزه قرار است پشتوانه نظری این انقلاب در حوزه تامین شود. حالا ما چه کرده ایم برای رفع این نیاز ؟ هنر امروزه یک وسیله تفریح نیست بلکه هنر یک مقوله جدی حکومتی است و نمی توان به یک نگاه سلبی و ممیزی بگوییم الان نباشد و من معتقد هستم نگاه امروزی حوزه به هنر باید یک نگاه مثبت و ایجابی باشد و تاثیرگذار باشد . حوزه وظیفه دارد حامی جمهوریت و اسلامیت این نظام باشد. ایده های جمهوریت و دموکراسی از طریق سینما و تلویزیون زیر سوال می رود بطور مثال بعضی ازمسابقات تلویزیونی بصورت غیر مستقیم زیر سوال می رود.این ایده ها از فرهنگ اسلامی نیست بلکه از فرهنگ غرب وارد تلویزیون ما شده است.
بحث دیگر در سینما، مسئله مشاور مذهبی در فیلمهای سینمایی است من که تجربه کردم این کار را، عرض می کنم که این یک بازی است که برای مشروعیت بخشیدن به یک کارگردان و فیلم نامه نویس و اسم یک روحانی را می آورد که چه بسا این آقای روحانی طلبه پایه 3یا 4 حوزه است و چون نمی شناسیم فکر می کنیم که یک کارشناس واقعی، این فیلم را زیر نظر داشته است ووقتی با دوستان صدا و سیما صحبت می کردم که این چه بازی است؟!! می گفتند که شما ده نفر که شما ده نفر متخصص طلبه را به ما معرفی کنید ولی ما نتوانستیم کسی را که در حوزه  دین و هنر تخصص داشته باشد بیابیم و معرفی کنیم.
این مسئله در سینمای غرب حل شده است کاتولیگ ها کسانی دارند به نام «دراماتوژ» یعنی اگر می خواهید فیلم دینی بسازید باید دراماتوژ امضاء نماید. دراماتوژ کشیشی است که درام را خوانده است و به فیلم نامه نویسی مسلط است .
من این دو وظیفه را بیان کردم که باید برای این دو مسئله کاری کرد ، وقتی می خواهیم شروع کنیم یک سری سوال پژوهشی پیش می آید و تا وقتی به این سوالات پاسخ داده نشود نمی توان در مورد حوزه و هنر صحبت کرد .
سوال اول : آیا اصلا اسلام اجازه داده که ما بتوانیم از زبان هنر در عرصه تبلیغ دین استفاده کنیم؟
سوال دوم : آیا هنر توان دارد غرض بیرونی خودش را برآورده کند؟
هنوز گروهی در دنیا می گویند هنر برای هنر یعنی فقط لذت و زیبایی محض ،
سوال سوم : آیا اصلا ورود طلبه به عرصه بازیگری و صحنه های عملیاتی درست است یا اینکه طلبه ها برایشان این امکان هست که فقط ورود به کارهای پشت پرده ای مثل فیلم نامه نویسی یا داستان نویسی نمایند.ماخدمت مقام معظم رهبری بودیم ایشان فرمودند « من خوش ندارم دوستان طلبه وارد صحنه اجرا بشوند» ولی باز هم در حوزه از فضلای حوزه شنیدم که گفت من ناراحتم چرا غیرطلبه باید نقش طلبه را بازی کند و ایشان اصرارداشتند که باید طلبه نقش طلبه را بازی کند.
یک سوال پژوهشی پیش روی ماست وآن اینکه نسبت اخلاق با هنر چیست؟
آیا می توانیم از هنر به عنوان یک زبان برای اخلاقی شدن استفاده نماییم؟
اگر ما معتقد باشیم که هنر انسانها را اخلاقی می کند دو ساعت کلاس هنر در مدارس بسیار کم است و اگر معتقد باشیم هنر انسانها را بی اخلاق می کند همین دو ساعت در هفته هم زیاد است. هنوز برای این سوال جواب نداریم این را مستند عرض می کنم. یکی از مسئولان آموزش وپرورش از من پرسید: هیچ تحقیقی انجام داده اید تا ما بدانیم باید چکار کنیم یا نه ؟ عرض کردم من که خبر ندارم .
نسبت حقوق و هنر
مسائل حقوقی با هنر گره خورده است در دنیا ، همین قضیه اهانت به ساحت مقدس رسول الله که هر بار مارا غصه دار می کند یک مسئله حقوقی است، مسائل حقوق و تکالیف هنر در دنیای غرب حل شده است. اینکه دنیای غرب می گوید این هنرمند را زندان نمی برم بخاطر این نیست که دنیای غرب یکسره با پیامبر مشکل داشته است نه، این قانون داخلی شان است که می گوید هنرمند تااین حد آزاد است مگر اینکه شکایت رسمی از او شود . ما هیچ وقت یک مرکز حقوقی را سامان ندادیم در دنیا که بر علیه این کاریکاتور شکایت رسمی نماید چون با قواعد دنیای هنر آشنا نیستیم.
مسئله بعدی اقتصاد و هنر است که وارد نمی شویم.
مسئله بعدی مسئله سیاست و هنر است که خیلی مفصل است.
اینها سوالاتی است که همه متوجه حوزه است. حوزه به عنوان مرکزی که علوم اسلامی کشور باید از اینجا تامین شود چند بار مقام معظم رهبری اشاره مستقیم کردند حوزه باید جواب داشته باشد برای این سوالات .
مسئله بعدی مسئله جامعه شناسی و هنر است، نشان دادن چهره حضرت عباس (ع) در فیلم رستاخیز و فیلم مختارنامه این مسئله امروز و فردا نیست این مسئله ای است که گریبان گیر ماست ما باید این را حل کنیم بخاطر ارتباطی که با دوستان هنرمند داریم زیاد از من سوال می شود که چکار کنیم من به شدت گفتم که نباید چهره حضرت عباس نشان داده شود. در آن جمع روشنفکری خیلی برای ایشان خوشایند نبود ولی من گفتم برای این جواب علمی دارم ، حضرت عباس (ع) یک اسطوره است برای ما وما اگر چهره حضرت عباس را در یک فیلم یک طور و در فیلم دیگر با چهره دیگری نشان داده شود و مردم و عوام که همیشه به حضرت عباس (ع) به عنوان یک اسطوره نگاه می کردند خیلی از سوالات ایجاد می شود و مشکل زا می شود ووقتی یک بحث ماورائی را تقلیل می دهیم به یک بحث زمینی ، این مشکلات پیدا می شود. پیشنهاد من این است که ما نیاز به یک نقشه جامع داریم که بگوییم این نقشه از اینجا شروع می شود و به اینجا ختم شود و توانایی ما اینقدر است.
حدود بیست مرکز مرتبط با علوم هنری در حوزه علمیه هست در قم، اصفهان، مشهد. باید وظایف هر کدام را مشخص کرد الحمدلله امروز کف سواد هنری طلاب در حوزه جایگاه خوبی دارد و در گذشته اینگونه نبوده است. امروز طلاب در مورد هنر دغدغه دارند وباید از این انرژی و پتانسیل استفاده بشود حوزه باید وظایف خودش را شناسایی بکند ، الان وظایف حوزه نسبت به هنر شناخته شده نیست و  الان نیز خیلی دیر شده است ما 35 سال است در وادی هنر رها بوده ایم بدون هیچ نقشه ای. سینمای دینی ما تعریف ندارد و نقشه ندارد، داستان نیز همین طور و تلویزیون نیز به مرّات وضعیتش بدتر از سینمای ماست و این نقشه اگر مشخص شود مسیر باز می شود و امکان داوری خیلی راحت تر فراهم است.
من خیلی عذر خواهی می کنم که وقتتان را گرفتم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته