بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2361
 بازدید امروز : 146
 کل بازدید : 1474393
چهارشنبه ٢٦ تير ١٣٩٨
اسماعیل غفاری قمی

بسم الله الرّحمن الرّحیم
بایدها و نبایدهای حوزویان در عرصه هنر

در معنای هنر آمده است که هنر مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند.
در ادبیات ایران در دورۀ اسلامی، هنر به معنای کمال، فضیلت، هوشیاری، فضل، تقوی، دانش و کیاست به کار رفت، که دارای بار معنایی عام بود.

به دشمن نمایم هنر هرچه هست            ز مردی و پیروزی و زور دست

         باید توجه داشت که اولین هنرمند ذات اقدس الهی است، این جهان، با این عظمت و زیبایی های شگفت انگیز، هنر و تجلی خداوند بزرگ می باشد. در حقیقت این دنیای عظیم و پر اسرار و این انسان که گل سرسبد عالم خلقت است، خلق اثر هنری و جلوه ی ذات ربوبی می باشند.
        بنابراین هیچ هنرکده ای و هیچ هنرمندی نیست که سابقه اش به هنر دینی برسد، بلکه هنرمند واقعی و متعهد باید بر خود ببالد که فعل خداوند جمیل را سر لوحه کار قرار داده و بر او تأسی نموده است؛ و چه زیبا فرمود : «تخلّقوا باخلاق الله».
       آری گرچه این جهان در عظمت، بی نظیر و در زیبایی حیرت آور است، اما خلق اثر واقعی و حقیقی خداوند نیست؛ اینها همه طفیلی اند، اسم اعظم، تجلی حقیقی و واقعی و جلوه ی اسماء الحسنای وحدت حقیقیه ذات اقدس الهی، سید المرسلین، اشرف کائنات، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله می باشد. خود در حدیث قدسی فرمود : «لولاک لما خلقت الافلاک».
       آنان که می خواهند از خداوند و کلام او الگو برداری کنند و سیر و سلوکشان به سوی او باشد، باید در تربیت انسان ها، این بندگان کوشا باشند؛ چرا که خداوند پیامبرش را تربیت کرد و اوست اولین مربی. و رسول خدا صلی الله علیه و آله امیر مؤمنان علی علیه السلام را تربیت نمود.
      به این ترتیب هنرمند واقعی کارش هدفمند و روشش فرهنگ ساز و در صراط مستقیم قدم بر   می دارد و جایگاه حوزه و هنر هم روشن می شود؛ چرا که مناسب ترین واژه برای حوزویان، هنرمند بودن آنان است که خلق اثرشان تزکیه و تربیت خود و انسان ها خواهد بود؛ البته این مطلب به این معنا نیست که دیگران هنرمند نیستند، جهت روشن شدن این حقیقت بیان شد، چون حوزویان در تربیت فرد و جامعه تلاش می کنند، هنر و هنرمند واقعی در اینجا رخ می نماید.
       در اصطلاح امروزه هنرمندان، آثار هنری به هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی تقسیم می شوند.
       1.هنرهای کاربردی: هدف از خلقشان کاربردشان است. مانند طراحی خودرو، معماری و طراحی صنعتی.
       2.هنرهای زیبا: تنها به دلیل زیبا بودنشان خلق می شوند. به عبارتی «نه به خاطر چیز دیگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود می آیند». مانند نقاشی، مجسمه  سازی، موسیقی.
       واژه هنر امروزه در زبان فارسی، بیشتر منظور از آن، اشاره به نتیجه خلق انسان ها در زمینه هنرهای زیبا است.
       وجوه مشترک آثار هنری
        1.تخیل به عنوان مهم ترین عامل در شکل گیری اثر هنری است.
2. همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می گیرد، نه از تفکر منطقی و عقلانی او.
3. چند معنایی بودن هنر است.
البته هنر دینی در عین حال که با عواطف و احساسات هنرمند بیگانه نیست، از فکر، اندیشه، خرد، تفکر منطقی و عقلانی هنرمند سرچشمه می گیرد. به همین دلیل است که هنرمند واقعی را      می تواند در هنر و هنرمند دینی جستجو نمود.
جای بسی تأسف است که بعضی ها هنر را از خرد و عقلانیت جدا می پندارند و بی جهت نیست که رقص را از هنر دانسته و رقاص را هنرمند می دانند!
به هر حال اگر بخواهیم در سریعترین حالت بر تعداد زیادی از افراد تأثیرگذاری داشته باشیم،     می توانیم از اسباب هنر استفاده کنیم و نیز در بعد جهانی تأثیری ژرف، عمیق و ماندگار و طولانی در جوامع به وجود آوریم.
      در حقیقت هنر ابزار و وسیله ای است برای رساندن پیام به مخاطب، هرچه محتوا هنرمندانه تر ارائه شود ثأثیر گذاری بیشتر دارد، به همین دلیل، ممکن است محتوایی بسیار غنی بوده باشد، اما اثر گذاری آن کم، بلکه نتیجه منفی به بار آورد؛ چون در قالب کار هنری زیبا، اجرا نشده است.

         اینجا است که جایگاه هنر و هنرمند نمود می نماید. و نقش هنر در حوزه علیمه روشن        می گردد، به خصوص در این زمان که امکانات فوق العاده ای ایجاد شده و دشمنان اسلام صدها شبکه و میلیاردها دلار بر علیه اسلام عزیز هزینه می کنند؛ اما ما چقدر از این فناوری نوین در راستای بیان حقایق اسلامی استفاده کرده ایم، آیا به حد لازم و کافی از این امکانات بهره می بریم؟ 

باید توجه داشت که هنر دینی همواره دو غايت بنيادى داشته است. اول زيبايى صورت عبادات و دوم‌ نگهبانى و حفاظت از آن.
دومين مميّزه هنر دینی بدان حقيقت رجوع مى كند كه اسلام‌ صِرف زيبايى را مطلوب تلقى نكرده، بلكه زيبايى را با كمال مورد تامل قرار مى دهد.
در این مجال یاد آوری این نکته لازم است که چنین هنری تا چه حدّ در جامعه اسلامی پیاده شده؛ باید توجه داشت که این مهم نیازمند یک بازنگری جامع و کامل است.

نکته دیگر این است که چه کسانی باید بر تحقق این مهم پای فشارند و آن را مطالبه نمایند؟
آیا اگر این مهم از طرف اندیشه ها پاک و بلند دنبال نشود، دیگران آن را دودستی تقدیم ما خواهند نمود یا به هر بهانه ای خودشان را صاحبان آن می دانند؟

نکته سوم نوع نگرش، به پیاده شدن هنر دینی در جامعه است.
آیا حوزویان نقش نظارتی بر آثار هنری داشته باشند یا خود، نقش بنیانی و کلیدی در خلق هنر دینی ایفا نمایند؟
در نظام اسلامی نظارت بر کارهای هنری مانند صنایع دستی، ساختمان سازی، خودرو سازی و مجسمه سازی لازم است.
اما در کارهای هنری مانند فیلم و سریال که صبغه دینی و یک کار فرهنگی محسوب می شود نقش تأثیر گذار حوزه علمیه یک ضرورت است؛ چرا که اعتقادات، اخلاق و رفتار مردم از چنین برنامه هایی به طور عمیق متأثرند.

نکته چهارم این است که مردم انقلابی و دلسوز از حوزه های علمیه چه انتظاری دارند؟ چه کسانی در برابر تأثیر آثار هنری که بر روح انسان، تغییر عمیق بر رفتار و گفتار مردم دارند، مسئولند؟

نکته پنجم این است که چه بسا برنامه ها و رفتارهای فرهنگی نهادهای رسمی مانند صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح و ادارات دولتی مانند وزارت ارشاد و دانشگاه ها و غیره به اسلام نسبت داده می شود و این مهم نیازمند بررسی دقیق و امعان نظر دارد.
اینجا است که مسئولیت شناسی حوزه علمیه در فرهنگ جامعه نباید مورد غفلت قرار گیرد.

بنابراین دو پیشنهاد در اینجا مطرح می شود:
1.تربیت افرادی جهت نظارت و ایفای نقش کلیدی در حوزه هنر.
2.تشکیل کار گروه هنر دینی، متشکل از کارشناسان اعتقادی، فقهی، اخلاق اسلامی، تاریخ اسلام و روان شناسی و ...

والحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطّاهرین
 
نگارنده: اسماعیل غفاری قمی