بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1452
 بازدید امروز : 118
 کل بازدید : 1481308
يکشنبه ٣١ شهريور ١٣٩٨
علی فلاح

بسم الله الرحمن الرحیم
رسالت حوزه در فرهنگ سازی و جریان سازی دانش هنر دینی.


اگر تعریف ما از هنر انتقال مفاهیم ذهنی با استفاده از جاذبه های سمعی وبصری  باشد پس روشن است که تولید مفهوم ،کار نویسنده است وتمام عوامل واسطه  که در ساخت اثر سمعی وبصری فعالیت میکنند به نوعی در استخدام نویسنده هستند تااثر ذهنی او را بسازند.
حوزه به عنوان داعیه دار فرهنگ ناب شیعه چاره ای ندارد برای به دست گرفتن فرهنگ سینما نویسندگانی تربیت کند که بتوانند مفاهیم دینی مذهب شیعه را با استفاده از بالا ترین جاذبه های سمعی و بصری تولید کنند
وبرای جریان پیدا کردن فرهنگ نویسندگی در میان طلاب ابتدا باید اساتید مدارس رانسبت به این مساله  فرهنگی توجیه کرد چرا که طلاب در طول سال تحصیلی مدام با اساتبد در ارتباط هستند وخواسته یا نا خواسته بیشترین تاثیر پذیری را از انها خواهند داشت
شرح مطلب
بنده به شخصه در طول مدت دانشجوییم ودر دوران طلبگی از نمونه مواردی که برایم روشن بود ضعف اعصاب در میان غالب مردم است به طوری که اگر خودتان وجدان کنید میبینید که مردم بخصوص در زمان ما دیگر حوصله حضور در مساجد وپای منبرها راندارند بخصوص اگر سخنران بخواهد مدت زیادی بحث جدی داشته باشد شاید بروند ودیگر بر نگردند.یا نماز اگر طولانی شود برایشان خسته کننده شود
رسیدن حالات مردم به این نقطه دلایل زیادی دارد ما همه انها را مورد برسی قرار نخواهیم داد ولی یک مورد از موارد را مورد بررسی قرار میدهیم .
اکثر مردم از صبح سر کار میروند و تقریبا از بعد از ظهر شروع میکنند و به خانه بر میگردند  یکی از ساعت های فراغت اکثر مردم ساعتهای شب است که در کنار تلوزیون سپری میشود  که هنر نیز بیشترین جلوه خود را از طریق همین رسانه نشان میدهد
مبالغه نکردیم اگر بگوییم تلوزیون فرهنگ مردم را بخصوص در این چند سال اخیر بدست گرفته واثری که روی مردم گذاشته انقدر زیاد بوده که به راحتی  رنگ مذهب را در میان  مردم بدون  اینکه نسلی عوض شود کمرنگ کرده .
این نکته رامدنظر داشته باشید که بعضی معتقدند کار فرهنگی زمان بر است ده ساله ،بیست ساله،ولی به پدیده رسانه توجه کنند که اثراتش را چند ماهه میگذارد،بعد به این نکته توجه کنند که برنامه های تلویزیون از ابتدای شروع توسط نویسنده  جهت دهی میشود وکل مجموعه برنامه ها برای پیاده کردن تفکر نویسنده تلاش میکنند .
در ایران فیلم سینمایی ساخته میشود ضد فرهنگ صدای همه بلند میشود که نویسنده خیانت کرده .من از شما میپرسم ایا واقعا خیانت کرده ؟او تنها یک نویسنده است که فن نویسندگی را در دانشگاه یاد گرفته وانچه را که میفهمد برایش تولید میکند اگر بخواهد اثر مذهبی تولید  کند اول باید با فرهنگ دینی اشنا باشد. باید با انقلاب اشنا باشد،با دفاع مقدس اشنا باشد،با اهداف اشنا باشد ،با تفکرات اشنا باشد.
 چه کسی وظیفه دارد مردم را با مذهب اشنا کند مگر وظیفه روحانیت نیست،مگر حوزه برای این کار بنا نشده اگر قرار باشد طلاب ده سال بیست سال در حوزه بمانند که مجتهد شوند در طول این سالها هم اصلا با کسی کار نداشته باشند فقط وقتی اثاری  فرهنگی ساخته شد اعتراض کنند بعد برگردنند سر درس وبحث وجامعه را به حال خود و در دست رسانه های سر گردان  رها کنند که نمیدانند اثار مذهبی یعنی چه از ان طرف هم  اگر کسی اثار مذهبی مورد تایید واستانداردی  تولید کند حمایت میکنند ولی میبینند که از طرف حوزه برای این امر حمایت جدی صورت نمیگرد ،در عین حال توقع هم دارند که اثار مذهبی در مقابل اثار غربی تولید کنید
اگر قرار باشد حوزه پویایی رسالت فرهنگی خود راحفظ کند باید برای این پدیده فرهنگی غذا تهیه کند ،مردم به یادگیری در مدت زمان کم به وسیله تکنیکهای بصری عادت کرده اند تلویزیون به صورت غیر مستقیم اعصابها را ضعیف کرده،برای حل این مشکل در بلند مدت باید جایگزنی تعریف کرد ولی فعلا نباید از آثار مخرب فرهنگی آن غافل شد و ان را به حال خودش رها کرد
باید ساعت های شبانه مردم با برنامه هایی قوی و اموزشی پر شود هیچ جریانی به اندازه طلاب از مفاهیم تربیتی دینی اگاه نیستند وبهترین نویسند ها هم خود انها خواهند بود.
 حوزه با در نظر گرفتن تربیت اجتهادی نباید از این امر  بزرگ فرهنگی یعنی رسانه غافل شو د.
شما بروید بهترین اثار سینمای هالیوود را ببینید ارکان تولیدی فیلم دقیقا میدانند چه میخواهند وباید چه بسازند کسی به انها خط نمیدهد خودشان از علمای دین خودشان هستند یعنی ان نویسنده ،ان کارگردان ،ان تهیه کننده دقیقا با مذهبشان اشنا هستند وبرای اعتقادات خودشان فیلم میسازند به نمادهای مذهبشان در فیلم ها توجه کنید که چگونه هنرمندانه انهارا مطرح میکنند ،به الگوهای مخالف با طبع انسانی در جوامع نگاه کنید که چه هنرمندانه در میان مردم جا باز کرده اند .انسان از بی نظمی فطرتا دور است ولی ببینید که چگونه توسط هنر با ان انس گرفته است،در معماری ،در موسیقی، مدل موهای جوانان رانگاه کنید که چطور یک مساله ارزشی برای انها شده.زنان را نگاه کنید که چگونه یک امر فطری یعنی پوشش در مقابل نامحرم  را فراموش کرده اند.
همه با این شعر اشنا هستید:  ادب از که اموختی از بی ادبان.
در مقابل اگر حوزه فکر کند که وجود یک روحانی مرتب ومنظم در رسانه با بیانی زیبا ودلنشین برای کار فرهنگی کفایت میکند در عین حالی که با تکنیکهای هنری وبا استفاده از هنر میتوان ذهنها را  برای مسخره گرفتن  همین کار هم اماده کرد واقعا کوتاه نظری کرده وباید در این مورد بیشتر از رسانه های غربی پند بگیرد .
شما به فیلم های یک کارگردان ایرانی مثل اقای ده نمکی توجه کنید(با  توجه به همه نقدهایی که به فیلم هایش وارد است) به  اخراجی ها والان نیز با فیلم معراجی ها که چکونه فیلمهایش در بین پرفروش ترین فیلم ها ی ایران جا می گیرد.
 از شما میخواهم به سوالات زیر فکر کنید
ایا اقای دهنمکی طلبه است؟ا
یا بیشتر از یک طلبه از مفاهیم دینی اگاه است؟
ایا بیشتر از طلاب با خط انقلاب اشنا است؟
ایا بیشتر از طلاب از معنای دفاع مقدس سر در میاورد؟
 ایشان فقط یک سری اطلاعات عمومی از این انقلاب وجریان دارد مثل همه مردم عادی که گوششان در اختیار روحانیت است ولی با به کار گیری توانایی های هنری همان مقدار فهمش را به صورتهای جذاب تولید میکند.وبه عرصه نمایش میگذارد.نگاه کنید که چه وسعت مخاطبی دارد  نگاه کنید که چطور در مخاطبانش تنوع سلایق وجود دارد وچگونه با هنرش توانسته همه انها را جذب کند.
از این طرف ببینید بعضی از طلاب با استعدادی که در مدارس وجود دارند با حجم بالایی از اطلاعات مذهبی مفید وسازنده که در سینه هایشان وجود دارد وانباشته شده است ولی چون کسی نیست تا از انها سوال کند ساکت گوشه ای نشسته اند و حالت های افسردگی پیدا میکنند چرا حوزه به انها هنر تولید وعرضه  علومشان را یاد نمیدهد چرا حوزه به انها نویسندگی یاد نمیدهد چرا اساتیدشان فقط برای درس دادن سر کلاس حاضر میشوند ونسبت به استعداد ها غافلند ؟ چرا حوزه انها را تامین نمیکند تا به جای مشغولیت های زندگی متوجه تولید علم باشند چرا وقتی این مباحث مطرح میشود بحث توکل  در طلاب در حال تحصیل را پیش میکشند؟ به نظر شما اگر حوزه معنی توکل را درست تعریف میکرد واجرایی میکرد ایا این همه حوزه ازنظر فرهنگی ازجامعه  عقب بود؟ایا اگر مباحث اخلاقی درست تبیین میشد  بااین همه دوری از فرهنگ اسلامی که در جامعه وجود دارد روبرو میشدیم ؟
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاتة
مدرسه  مبارکه مدینة العلم_فواد فلاح