بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
دسترسی سریع




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1315
 بازدید امروز : 127
 کل بازدید : 1483475
دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨
سید عباس قدیمی نژاد

بسمه تعالی
مدیریت جهادی


تعبیر مدیریت جهادی در کلام رهبر فرزانه، مقتضی سه پرسش اساسی است:
1. چیستی مدیریت و جهادی بودن
2. چرایی توصیف مدیریت به جهادی بودن
3. چگونگی مدیریت جهادی در قرآن
در پاسخ به پرسش اول باید به تعریف اصطلاحی مدیریت و جهادی بودن بپردازیم.
مدیریت یعنی اداره کردن مجموعه برنامه ریزی شده و منظمی که به گونه هدفمند و دارای خروجی مشخص به ان نگریست و جهادی بودن یعنی روشی که شبیه عمل مقدس جهاد اسلامی است.
در باب مدیریت به جهت بحث های فراوان پیرامون آن شاید نتوان چندان مطلب تازه ای مطرح کرد اما درباره « جهادی بودن » یعنی روشی که شبیه عمل مقدس جهاد اسلامی است.
در باب مدیریت به جهت بحث های فراوان در پیرامون آن شاید نتوان چندان مطلب تازه ای مطرح کرد اما درباره « جهادی بودن » که محور اصلی منویات رهبری است باید نخست گفت که « جهاد اسلامی » در واقع سه عنصر مهم و اصلی دارد که عبارتند از:
1. نهایت تلاش مادی و جانی در دفع دشمن کافر و فاجر تا رفع فتنه یعنی اذیت و شکنجه مسلمان در عالم.
2. نیت اخلاص و قصد قربت الهی نه رسیدن به سود و کسب غنائم جنگی.
3. آرمان خدایی و انسانی احقاق حق و ابطال باطل. انفال/8
این تعریف، بعدها در اصطلاحات اسلامی و تعابیر دینی جایگاه بلند خودرا یافت به گونه ای که معصومین (ع) در هر مناسبتی برای نشان دادن هر مفهوم دینی آن را به جهاد تشبیه می کردند، مانند تشبیه کار و زحمت برای کسب روزی حلال به جهاد در راه خدا یا تشبیه  جنگ با نفس  و تهدیب اخلاق به عنوان جهاد اکبر و هکذا.
به کارگیری این تعبیر درکلام رهبر فرزانه گویای همان راز و حکمتی است که معصومین (ع) این تعبیر را درباره موضوعات مهم دینی استعمال می کرده اند و آن این که هر کاری که در انام آن سود مادی هدف اول آن نباشد بلکه جنبه عبادی و نشر دین و ارضای خداوند در آن اولویت داشته باشد آن را کار جهادی گویند.
پس کار جهادی لزوماً به معنای کار بدون سود مادی نیست بلکه مراد این است که سود یافتن دراآن از اهداف کار نیست ولی شاید از آثار و عوارض عمل محسوب گردد.
بدین سان پاسخ به پرسش دوم نیز معلوم می شو د چرا که مدیریت جهادی عبارت است از نهایت تلاش مدیران دولت اسلامی برای به سامان  رساندن و ارتقای امورات جمهوری اسلامی با اولویت نیت قرب الهی، به زبان دیگر دو عنصر اصلاح و اخلاص  پایه اصلی مدیریت جهادی را تشکیل می دهد.
بنابراین مدیریت های زیر از آفات نظام اداری ماست از مدیریت جهادی بیرون خواهد بود:
1. مدیریت ناآگاهانه با تکیه بر مدارک کاغذی
2. مدیریت قماربازانه یا سود جویانه
3. مدیریت جناحی و باندبازی
4. مدیریت عافیت جویانه و تن پرورانه
5. مدیریت شرح الوظایفی که تنها تا پایان ساعت اداری دوام می یابد و دیگر هیچ.
6. مدیریت سرایدارانه که تنها دغدغه اش تهیه کیک و ساندیس و چای کارکنان است.
7. مدیریت دربان منشانه که تنها وظیفه مهم ایشان آمارگیری از اشیاء و اشخاص داخل شده و خارج شده است.
8. مدیریت آتش نشانانه که تنها در حوادث ناگوار حضور فعال دارد.
و همچنین انواع دیگری از مدیریت منفی و فرسایشی است که سالها ست در نظام اداری این کشور ما جا خوش کرده است و کسی معترض جدی آنها نشده است.
و اما با پاسخ به پرسش سوم می توانیم شاخصه های مدیریت جهادی را در قران نشان دهیم . برای این موضوع عجالتا به بررسی مدیریت چهار تن از انبیاء (ع) می پردازیم:
مدیریت حضرت یوسف (ع) در سوره یوسف آیه 54و 55 در آیه 54 این سوره می بینیم که پادشاه مصر دو صفت مکین و امین را برای یوسف بکار میبرد اما یوسف خود را با دو صفت حفیظ و علیم که پایه و مایه مدیریت جهادی است معرفی میکند.
کلمه حفیظ و علیم اسم مبالغه هستند که به معنای کثرت و شدت حفظ و علم می باشند. پس حفیظ یعنی نگهبانی و حفاظت از اموال و امانت ها که طبعا شامل اسیب شناسی دزدی و اسراف بیت المال نیز می گردد. این موضوع یقینا از اولویت های کاری مدیران جهادی است و اما کلمه علیم نیز اسم مبالغه است یعنی یک مدیر صالح و موفق باید خیلی بیشتر از انچه انتظار می رود درباره سوژه مدیریت خود اطلاع داشته باشد این موضوع مارا به مسئله مهمی درباره نقش علم در مدیریت منتقل می سازد و ان این که ظاهرا مبالغه علیم ، شامل تجارب تازه و آگاهی های فراتر از دروس رسمی و کاتالوگ کالاها خواهد بود.
شایان ذکر است که یوسف (ع) پیش از پذیرش هر مسئولیت کشوری و لشکری نخست به احیای آبروی خود و نشان دادن پاکدامنی خود پرداخت و اثبات کرد که دزد ناموس عزیز مصر نبوده است . این اصرار یوسف (ع) نشان می دهد کسانی که دزد نوامیس مردم نباشند دزد اموال آنان هم نخواهند شد و چنین کسانی شایستگی بیشتری در مدیریت جهادی خواهند داشت.
2- مدیریت سلیمان (ع) سوره نمل آیه 17 تا 21 : در این آیات دو نوع برخورد نرم و سخت از سلیمان (ع) نشان داده شده که می تواند الگوی مدیران جهادی باشد. در صحنه اول، برخورد خوب سلیمان با مورچه ضعیفی را می بینیم که درهنگام حرکت سپاهیان انبوهش سلیمان و لشکرش را مورد انتقاد قرار می دهد و حتی آنان را با تعبیر لا یشعرون توصیف کرده است اما سلیمان در برابر این مورچه ضعیف و انتقاد درست او با تبسم و حنده روبرو می شود و خدا را شکر می کند که قادر است زبان بندگان ضعیف او را بشنود و موقعیت انان را شناسایی کند.
و اما در صحنه دوم برخورد سخت و قاطع سلیمان را با هدهد زیبایی را می بینیم که بر سر پست خود حاضر نبوده و سلیمان ده شدت در صدد تادیب و مجازات او بر می آید که حقا عبرت اموز مدیریت جهادی است.
3- مدیریت ذوالقرنین (ع) سوره کهف آیه 94 تا 97: در این جا ذوالقرنین به بندگان بی پناه و ضعیف کمک می کند. انان از ذوالقرنین ساختن یک سد ساده را تقاضا کرده بودند که در قبال ان هزینه ذوالقرنین را نیز پرداخت نمایند اما ذوالقرنین را نیز پرداخت نماینداما ذوالقرنین در یک اقدام جهادی علاوه بر این که بجای ساختن سد، به آنان قول ساختن (ردم) را که سخت تر و پیچیده تر از سد است داد نیز از گرفتن هرگونه هزینه مالی از آنان امتناع نمود. ذوالقرنین علاوه براین فداکاری ها که برای خدا بود به آنان ساختن سدهای قوی تر را آموزش داد تا بتواند در برابر اشراری مانند یاجوج و ماجوج مقامت کنند.
در واقع این آیات به مطلب بسیار مهمی که امروزه کاربرد بسیاری ببرای نظام ما دارد بر می خوریم و ان انتقال تکنولوژی صالح و مصلح است که با اموزش افراد مظلوم باید آنان را مجهز نمود و به استقامت در برابر قلدران و اشرار تشویق کرد.
در مدیریت جهادی هرچند علم، وطن دندارد و همه جایی هست اما یقینا هدف دارد و باید مرز بین کمک به مستکبران و مستضعفان را در علوم امروز دنیا مشخص کرد.
این سخن که تکنولوژی را باید بدون هدف فرهنگی و انسانی و الهی به هر قیمتی آموخت و آموزاند دیگر قابل قبول نخواهد بود چراکه خیل عظیم دانشمندان منحرف و دنیا پرست را می بینیم که چگونه چرخ دنده های عظیم صنایع را برای استکباران یا همان جانیان جهانی می چرخانند و ان نوعی پیشرفت علمی تلقی می کنند در حالی که مردم مظلوم جهان از آثار علمی ان محرومند. این ها خلاف مدیریت جادی است چرا که در مدیریت جهادی باید انقدر به حال مستضعفان دل سوزاند که مانند ذوالقرنین چیزی فراتر از انچه آنان می خواستند به انان داد و هزینه کار خودرا تنها از خدا درخواست کرد.
نا گفته نماند که در باب مدیریت جهادی پیامبر اسلام (ص) مباحث تخصصی تری وجود دارد که در این مقال نمی گنجد.